فخرالسادات موسوی ... اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه

***

وخدا دید فلک بر سربی سامانی ست

حلقه در حلقه اسیر غم سرگردانی ست

چارده عصر زمین حسرت ايمان دارد

و زمان معرکه گردان شب ِ سفیانی ست !

ذکر « البیعتُ له فی عُنُقی...» می خواند *

غرل «الغوث» ترین زمزمه ی پنهانی ست *

یازده بار دل قافییه را باخته است ...

سیصد و سیزده آیینه تبار اما نیست !!

و خدا قافیه از نیمه ی شعبان آورد

«فال سعد»ی که به دیوان"جمادی ثانی" ست *

«آنکه پیشش بنهد تاج تکبر، خورشید»

« بیت حمد» ی ست که از روز ازل نورانی ست !*

شعر تو گوشه ی لبخند خدا خیمه زد و –

- « وَاستَمِع یَومَ یُناد...» َش غزل پایانی ست

...

بركه سجاده ي « قدقامت »مهتاب شد و ...

قبله بي تاب شد و ... ، چشم سحر باراني ست

باز در سينه ي دفتر غزل از عشق نوشت

شاعري كه هيجان در قلمش زنداني ست

با تشکر ازخواهر گرامی فخرالسادات موسوی برای ارسال این شعر به

سهیل عرب

محمد فردوسی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید

عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید

 

آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا

باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید

 

طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان

جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید

 

از خَم ابروی او صدها خُم می می چکد

باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید

 

دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست

باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید

 

هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود

خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود

 

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر "محمد فردوسی"

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

سید محمد جواد شرافت ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

دنیای با حضور تو دنیای دیگری است

 روز طلوع سبز تو فردای دیگری است

 

بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها

 خاک زمین بهاری گل های دیگری است

 

 گل های مریم از گل نرگس معطرند

 عیسی اسیر نام مسیحای دیگری است

 

 دیگر زمان از این همه تکرار خسته است

 تاریخ بیقرار قضایای دیگری است

 

 فردای بی تو باز شبی از سیاهی است

 فردای با تو روز به معنای دیگری است

 

 با هر غروب جمعه دلم زار می زند

 چشم انتظار جمعه ی زیبای دیگری است

علیرضا قزوه ... اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه

شعبان المعظم

***

دوباره سایه ی ماه کریمی از سرم کم شد

به تعقیب رجب بودم که شعبان المعظم شد

 

سلام ای ماه شعبان، ماه منجی، ماه پشت ابر

که از مهرت ظهور حضرت قائم مسلّم شد

 

رجب ماه علی(ع)، ماه محمّد(ص)، ماه زهرا(س) بود

که با هجران هادی(ع)، ماه شادی محو در غم شد

 

خوشا عطر امام باقر(ع) و جود "اباجعفر"(ع)

که در ماه رجب، شیرازه ی اسلام محکم شد

 

رجب یعنی وفا، یعنی وفات زینب کبری(س)

که هر جا نام زینب بر زبان آمد محرّم شد

 

جهان بی ماه شعبان رنگ آسایش نخواهد دید

ببین بر درد دنیا، خنده ی آن ماه، مرهم شد

 

دوباره خنده کردم، گریه کردم، تشنه جان دادم

دوباره کربلا در پیش چشمانم مجسّم شد

 

حسین(ع) و اکبر و سجاد(ع)، دلتنگ ابالفضل اند

شگفتا شادی شعبان، محرّم در محرّم شد

 

سر ماهِ بنی هاشم به روی نیزه ی خورشید

سر خورشید، روزی پیش ماه هاشمی خم شد

 

به شعبان می رسی دلتنگ ، شادان، نیمه جان ، زخمی

دوباره باید آدم شد، دوباره باید آدم شد

 

دوباره نیمه ی شعبان و دلتنگان بی تابش

دوباره باید از چشم انتظاران همین دم شد

 

 

حسین ایمانی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

دل دل نکن که می رسد از دلبرم خبر

شام فراق می رود و می شود سحر

چیزی نمانده تا برسد منجیِّ بشر

چیزی نمانده گلشن زهرا دهد ثمر

عید وصال آمده و لحظه ی ظفر


مژده بده که شد حسن عسگری پدر


کعبه به گوش باش که منجی رسیده است

قلب تمام عالم امکان تپیده است

در سامرا امید خدا آفریده است

خورشید روی دامن نرگس دمیده است

عالم دم ِ محمّدیّش را شنیده است


قرآن نشسته بر لب قرآن دادگر


قرآن بخوان که حسرت کعبه صدای توست

رویای عرش زمزمه ی ربّنای توست

تیغ امیر خیبرو خندق برای توست

امِّید فاطمه به دم رونمای توست

شش گوشه در تب سفر کربلای توست


همراه خود مرا به سوی نینوا ببر


دین با حضور ناب تو تکمیل می شود

با تو بساط توطئه تعطیل می شود

وای از فراق یار که تحمیل می شود

اشکم برای آمدنت نیل می شود

امسال هم بدون تو تحویل می شود


نوروز انتظار شد و غصِّه بیشتر


دردانه ی زمین و زمان صاحب الزّمان

امّید قلب مادر سادات و شیعیان

کعبه گرفته با هوس دیدنت زبان

مانده به راه آمدنت چشم عاشقان

یا حیدری بگو و دلم را بده تکان


حیدر مدد بگو و بیا صاحبِ نظر


در دولت تو عدل علی می کند ظهور

حال و هوای فاطمیّه می شود صبور

دست کریم تو به دلم می دهد شعور

کرب و بلاست مقصد این کاروان نور

تو می رسی که دم بزند جمعه از غرور


تو می دهی به آه غریبانه ام اثر

مجتبی خرسندی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

دلم گرفته ازاین جمعه ها که تکراری ست

وسهم روزوشبم بی شماگرفتاری ست

گناه پشت گناه و...... گناه پشت گناه

گناه:نقل ونباتی که بینمان جاری ست

جهان وخلق جهان جمله دست دوم شد

ببین بدون تو عالم شبیه سمساری ست

به نوکران شماطعنه می زند هرکس

که:بیخیال شوید،انتظار سرکاری ست

در این زمانه پستی که نقل لبهامان

دروغ وغیبت وفحاّشی و رباخواری ست

چقدر ندبه بخوانم برای آمدنت

اگرچه این همه ندبه فقط ریاکاری ست

ولی به صورت من یک نگاه کن آقا

لبم ترک زده ....مثل لبان سیگاری ست

ودکتران همه ،مارا جوابمان کردند

فقط ظهور تو آقا علاج بیماری ست

غروب جمعه شدوبی تو بازهم،ای وای

دلم گرفته ازاین جمعه هاکه تکراری ست

وحیده افضلی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

ای شاه زمین، سرّ مبین... سرور افلاک

ای آب روان...ماء معین ... ای نفس پاک

اي روشنی چشم تو دل برده ز خورشيد

اي عطر ِ خوش ِ معجزه در گرمي ِ اين خاك

از عشق فراتر تویی...از عقل فراتر

ای ماه! فراتر تویی از قوه ی ادراک


من شیعه ی آشفته ی چشمان تو هستم

دیوانه ی آن زلف پریشان تو هستم


اي سوره ي ياسين ِ من ،اي شاخه ي زيتون

اي كوكب ليلايي ِ تو در كف ِ مجنون

سيماي مسيحايي ات از شمس گذشته

ابروي مسلماني ات از مه زده بیرون

احوال مرا زلف كج ات كرد پريشان

تقدير مرا خال لبت كرد دگرگون


از خنده ي تو ماه به دامان شب افتاد

خنديدي و از عرش به دستم رطب افتاد


اي خلوت ِچشمان تو چون مزرع ِ گندم

بيرون زده مستي ِ تو از حنجره ي خُم

اي واقعه ي گم شده در حافظه ي شهر

اي ناجي ِپيدا شده در باور مردم

تو گوهر ِ عرشي كه به ما ارث رسيدي

كرديم تو را در گذر ِ وسوسه ها گم


پيدا شو كه در بزم ِ تو مبهوت بچرخیم

در فاصله ی بین دو ابروت بچرخیم


اي حادثه ي مشرقي،اي نورتر از نور

ای سینه ی تو وادی ایمن شده ی طور

انگشتر ِفيروزه به دستت كن وبنشين

بنشین که در این بزم نداریم جز انگور

زلف تو تکان خورد.....اذا زلزلت الارض

هنگام اذان است ...بخوان حي علي النور


ای صاحب عصری که جهان در طلب توست

امشب شب دیوانگی ماست! شب توست

رضا اسماعیلی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

نشسته ام به گذرگاه ناگهانی سرخ

در انتظار خطر ، زیر آسمانی سرخ

نشسته ام كه بچینم عبور توفان را

ز جاده های اساطیری زمانی سرخ

بر آن سرم كه بخوانم نمازی از آتش

اگر كه شعله بگوید ، شبی اذانی سرخ

تمام هستی من ، دفتری غزل – آتش

و سهم من ز تمام جهان ، زبانی سرخ

خدا كند دل من در صف خطر باشی

شبی كه واقعه می گیرد ، امتحانی سرخ

در انتهای حماسی ترین شب تاریخ

ظهور می كند آن مرد آسمانی ، سرخ

به قاف خوف و خطر ، تا ظهور آن موعود

خدا كند دل من، منتظر بمانی سرخ

 

 

مهدی صفی یاری ... اشعار مدح امام زمان حجت بن الحسن عجل الله

 حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

چقدر حرف دلم را به جاده ها بزنم

اجازه هست کمی حرف با شما بزنم؟

 

اجازه هست کمی درد دل کنم یا نه؟

اجازه هست که قید من و تو را بزنم؟

 

بنا نبود نیایی ، خدا وکیل آقا

چقدر دست به دامان ندبه ها بزنم؟

 

دلم قرار ندارد خودت که می دانی

چقدر مانده همینطور دست و پا بزنم؟

 

ببین به جان عزیزت قسم کم آوردم

بعید نیست همین روزها که جا بزنم

 

اگر دروغ نگویم فقط کمی مانده

رکورد مردم نامرد کوفه را بزنم

 

خدا کند که بیایی وگرنه از سمتِ

کدام پنجره باید تو را صدا بزنم؟

*

به بازگشت من آقا دگر امیدی نیست

مگر دوباره سری رو به کربلا بزنم

 

 

یوسف رحیمی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

 

وقتی تو از سفر برسی عید می‌شود

دنیا دوباره صاحب خورشید می‌شود

چشمان روشنت که طلوعي دوباره کرد

دلها پر از تجلّی توحید می‌شود

با اهتزاز پرچم سرخت در آسمان

پیمان عشق و عاطفه تجدید می‌شود

از چشم خیس گریه کنان شهید عشق

با بوسه ای به راه تو تمجید می‌شود

یک عمر نوکریِ در خانۀ حسین

با یک نگاه لطف تو تایید می‌شود

آقا طواف مرقد خاکی مادرت

وقتی که چشم های تو تابید، می‌شود

این جمعه ها عزای مرا جار می‌زنند

برگرد با رسیدن تو عید می‌شود

رحمان نوازنی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

طرحی دوباره می کشم از ابتدای تو

طرحی که حرف می زند از ماجرای تو

 

طرحی که من نبوده ام اما تو بوده ای

طرحی که رسم می شود از ماورای تو

 

طرحی مرکّب از تو و سیزده سوار عرش

طرحی که نور می دهد از روشنای تو

 

طرحی که آفریده شما را امام من

طرحی که آفریده مرا هم برای تو

 

دسته به دسته آینه ها هم نشسته اند

در زیر لفظ گفتن یک ربّنای تو

 

پس انبیا کبوتر نامه بر توأند

وقتی که می پرند فقط در هوای تو

 

بگذار تا غزل بزند حرف خویش را

عمری نشسته ام که بیفتم به پای تو

 

ما گرد و خاک پای تو را جمکران کنیم

یک گوشه از نگاه تو را آسمان کنیم

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

علی اکبر لطیفیان ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

دارد دوباره ميوه ي ما كال مي شود

پرواز ما بدون پر و بال مي شود

 

در آسمان و در شب شعر خدا هنوز

قافيه هاي چشم تو دنبال مي شود

 

يعني تو آمدي و همه گرم ديدنت

وقتي كنار پنجره جنجال مي شود

 

روز ظهور تو كه دقايق،ستاره اي است

روشن ترين ِ خاطره ي سال مي شود

 

بيش از تمام بال و پر يا كريم ها

دست كبود فاطمه خوشحال مي شود

 

اي آخرين بهار چرا دير كرده اي ؟

اي مرد با وقار چرا دير كرده اي؟

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

قاسم نعمتی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

پسر ناز حضرت نرجس

قبله راز حضرت نرجس

 

روزی خویش بردم عمری از

سفره باز حضرت نرجس

 

ذکر تسبیحتان به گهواره

بال پرواز حضرت نرجس

 

بارها دیده ام به زندگی ام

دست اعجاز حضرت نرجس

 

خواستگاری فاطمه سندی است

بهر اعجاز حضرت نرجس

 

آمد از عرش تک کنیز خدا

تاکشد ناز حضرت نرجس

 

روح توحید جلوه ای بنمود

گاه ابراز حضرت نرجس

 

مادرت همردیف لیلا شد

آخرین نوعروس زهرا شد

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

محسن عرب خالقی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

كبوتران خدا مژده ي سحر دادند

تمام از شب ميلاد تو خبر دادند

كلاغهاي دِهِ ما به يمن آمدنت

چو بلبلان همه آواز عشق سر دادند

بهار حُسن خداوند با رسيدن تو

به شاخه شاخه ي اين شعر برگ و بر دادند

درختها همه هنگامه ي قدم زدنت

ز شوق ديدن تو دست با تبر دادند

عروس باغچه ي ياس،مادرت نرگس

چه كرده بود به او اينچنين ثمر دادند

هزار شكر خدا را كه باز هم امروز

به خانواده ي زهراي ما پسر دادند

 

نفس بريده صدا ميزنيم در همه حال

به دادمان برس اي ميم و حا و ميم و دال

 

ادامه نوشته

وحید قاسمی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

 ای یارجمکرانی من، یابن فاطمه

 ای عشق جاودانی من، یابن فاطمه

 

 خون مرا به پای فراقت نوشته اند

 ای قاتل جوانی من! یابن فاطمه

 

 ما مردمان خاک کجا و؛ شما کجا!؟

 آقای آسمانی من، یابن فاطمه

 

 ازلطف غربت تو، سرمن شلوغ شد

 ای رونق دکانی من، یابن فاطمه

 

 ازابتدا بهارتو را مژده داده اند

 نوروز باستانی من، یابن فاطمه

 

 فقروفساد کشته ی شمشیرعدل توست

 موعود آرمانی من، یابن فاطمه

 

 کرببلا؟ مدینه؟ کجا امرمی کنید؟

 بانی روضه خوانی من، یابن فاطمه

محسن زعفرانیه ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

آن روز کـــــــه مــــا را ز گــــل خـــام ســـــرشتند

در مـــــدرســـــه عـــشــــــــــق شـــما نام نوشــتند



چــــون روز ازل نــــــام مــــــرا شــــــیعـــه نهادند

جـــــز عـــشق تــو مــــهدی(عج) دگرم هیچ ندادند



آقـــــا هـــــمـــــــه جـــا نـــام شــما ورد زبان است

بــــر منــــتـــظــرت هــــجــر شـــما بار گران است



آن غـــایــــب حــاضــــر که رهش راه نجــات است

او یـــوسف زهـــراست که در قـــید حــــــیات است



وصــــــل تــــو بــــهاریـــســــت کـــه پـــاییز ندارد

روی تـــــو جـــــمــــالــیـــــست که مـــه نیز ندارد



آقـــــا دل ما شــــعــبه ای از عشـــــــــق وصالت

خـــارج ز شــــمار اســـــت همه لطــف و کمالت

مجید خضرایی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

آن کس که بر غلامیتان مفتخر شده

اهل بکا و شامل فیض سحر شده

 

دل از جهان بریده و در راه وصل تو

کوچه به کوچه در پی تو در به در شده

 

هر کس چشیده طعم شراب نگاه تو

او عاشق بلا و اسیر شرر شده

 

از غیر بی نیاز شود نوکر شما

یارا تو خواستی که گدا معتبر شده

 

از لطف و مهربانی خود بر دلم نکاه

آقا چرا دعای دلم بی اثر شده؟

 

دستم رها مکن دل ما را نگاهدار

دنیا پر از عدو  و جهان در خطر شده

علی اکبر لطیفیان ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

مزرعه ی عاشقان به بار می آید

گریه ی ما یک زمان به کار می آید

 

این دل پاییزیم علامت خوبی است

بعد خزان نوبت بهار می آید

 

پای برهنه کنار جاده نشسته ام

منتظرم یعنی آن سوار می آید؟

 

اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند

مطمئنم با دلم کنار می آید

 

حرف بزرگان ما دوتا شدنی نیست

او که بگوید سر قرار می آید

 

بافتن شعر ما به خاطر یار است

خب چه بگوییم به جای( یار می آید)

سید مجتبی شجاع ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

سینه ام آباد گل نرگس است

دل خوش امداد گل نرگس است

یاد خدا یاد گل نر گس است

شب شب میلاد گل نر گس است

دل به ولای گل نرگس ببند

بهر ظهورش صلواتی بلند

محو تماشای تو بودن خوش است

غرق تمنّای تو بودن خوش است

واله و شیدای تو بودن خوش است

خاک کف پای تو بودن خوش است

گر که لب یار دلم وا شود

صد گره از کار دلم وا شود

ای که ولای تو شده یاورم

خاک سر کوی تو تاج سرم

ناز تو را با دل و جان می خرم

ای به فدایت پدر و مادرم

کاش شوم مورد تایید تو

مست شوم از مِی توحید تو

متن کامل این شعر را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

غلامرضا سازگار ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

خیزیـد همـه سـورۀ والشمس بخـوانید

گل در قـدم مهــدی موعــود فشـانید

از جـام شرابـی که خـدا ساقی آن است

پیوستــه بنوشیـد و بـه یـاران بچشانید

تنها نه فقط شب، شبِ مهدی‌ست، بگویید

میــلاد ائمــه اسـت بدانیــد بدانیـــد

خیزیـد و ببندیــد همـه بار سفر را

محمل به سوی کعبۀ مقصود برانید

امشب خبری خوش به بنی‌فاطمه آمد

بـوی گـل نـرگس بـه مشام همه آمد

عیـد ملک و جـن و بشر باد مبارک

بـر شـانۀ خورشیـد قمـر باد مبارک

طوبـای امیـد همه خوبان جهـان را

در نیمـۀ ایــن مـاه ثمـر باد مبارک

آوای خدا می‌شنوم از لب مهدی

این زمزمـه بر مرغ سحر باد مبارک

پیغـام خـدا را برسانیــد بـه نرگس

کای مـادر فرخنده! پسر بـاد مبارک

ای خیل ملک پیش روی مادر مهدی

آییــد و بگردیـد بـه دور سـر مهدی

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

ناصر شهریاری ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

دفترم واژه به واژه چشمه ای از نور شد

تا که نامت در میان قلب آن منظور شد

نامتان آمد دل غمدیده ام مسرور شد

بزم شادیمان به امید وصالت جور شد

مرتضی و مصطفی از روی پاکت منجلی

ذکر دل امشب به عشقت یا محمد یا علی

موج گیسوی تو دل از موج دریا برده است

نور رخسار تو دل از ماه شبها برده است

خال روی تو دل از نوح و مسیحا برده است

قد و بالایت دل از صد قد رعنا برده است

نور رویت جلوه گر در آسمان و نه فلک

می چکد از گوشه ی ابروی تو حور و ملک

با نگاه مهربانت قطره دریا می شود

واله و مجنون رویت قلب لیلا می شود

از شمیم روی تو گلزار، صحرا می شود

با ظهور تو هویدا قبر زهرا می شود

بر تمام انبیا و اولیا رهبر تویی

آینه بر چهره ی عباس آب آور تویی

از رخت گردیده ساطع جلوه های دلبری

همچو زهرا بر همه جان دو عالم کوثری

وارث دین خدا و ذوالفقار حیدری

مهدی صاحب زمانی و شفیع محشری

دل ز نرجس نه که یک دل بلکه صد دل می بری

بر قد و بالای تو نازد امام عسگری

در تمام زندگی با قلب ما همراه تو

از تمام رمز و راز عالمی آگاه تو

مصحف قرآن تو و تالی کتاب الله تو

رهبر و فرمانده و میر و امیر و شاه تو

کل عالم ریزه خوار سفره ی احسان تو

دست یک عالم دخیل گوشه ی دامان تو

با نگاهت پر بگیرد مرغ دل تا آسمان

کاش یابم از مکان خیمه ی سبزت نشان

هر دم از عشق رخت ای مهدی صاحب زمان

بوسه می گیرد لبم از خاک پاک جمکران

ای قرار سینه های بیقرار ما بیا

با نگاهی روزی ما کن شبی را کربلا

ناصر شهریاری ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

دفترم واژه به واژه چشمه ای از نور شد

تا که نامت در میان قلب آن منظور شد

نامتان آمد دل غمدیده ام مسرور شد

بزم شادیمان به امید وصالت جور شد

مرتضی و مصطفی از روی پاکت منجلی

ذکر دل امشب به عشقت یا محمد یا علی

موج گیسوی تو دل از موج دریا برده است

نور رخسار تو دل از ماه شبها برده است

خال روی تو دل از نوح و مسیحا برده است

قد و بالایت دل از صد قد رعنا برده است

نور رویت جلوه گر در آسمان و نه فلک

می چکد از گوشه ی ابروی تو حور و ملک

با نگاه مهربانت قطره دریا می شود

واله و مجنون رویت قلب لیلا می شود

از شمیم روی تو گلزار، صحرا می شود

با ظهور تو هویدا قبر زهرا می شود

بر تمام انبیا و اولیا رهبر تویی

آینه بر چهره ی عباس آب آور تویی

از رخت گردیده ساطع جلوه های دلبری

همچو زهرا بر همه جان دو عالم کوثری

وارث دین خدا و ذوالفقار حیدری

مهدی صاحب زمانی و شفیع محشری

دل ز نرجس نه که یک دل بلکه صد دل می بری

بر قد و بالای تو نازد امام عسگری

در تمام زندگی با قلب ما همراه تو

از تمام رمز و راز عالمی آگاه تو

مصحف قرآن تو و تالی کتاب الله تو

رهبر و فرمانده و میر و امیر و شاه تو

کل عالم ریزه خوار سفره ی احسان تو

دست یک عالم دخیل گوشه ی دامان تو

با نگاهت پر بگیرد مرغ دل تا آسمان

کاش یابم از مکان خیمه ی سبزت نشان

هر دم از عشق رخت ای مهدی صاحب زمان

بوسه می گیرد لبم از خاک پاک جمکران

ای قرار سینه های بیقرار ما بیا

با نگاهی روزی ما کن شبی را کربلا

قاسم نعمتی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

دفترم واژه به واژه چشمه ای از نور شد

تا که نامت در میان قلب آن منظور شد

نامتان آمد دل غمدیده ام مسرور شد

بزم شادیمان به امید وصالت جور شد

مرتضی و مصطفی از روی پاکت منجلی

ذکر دل امشب به عشقت یا محمد یا علی

موج گیسوی تو دل از موج دریا برده است

نور رخسار تو دل از ماه شبها برده است

خال روی تو دل از نوح و مسیحا برده است

قد و بالایت دل از صد قد رعنا برده است

نور رویت جلوه گر در آسمان و نه فلک

می چکد از گوشه ی ابروی تو حور و ملک

با نگاه مهربانت قطره دریا می شود

واله و مجنون رویت قلب لیلا می شود

از شمیم روی تو گلزار، صحرا می شود

با ظهور تو هویدا قبر زهرا می شود

بر تمام انبیا و اولیا رهبر تویی

آینه بر چهره ی عباس آب آور تویی

از رخت گردیده ساطع جلوه های دلبری

همچو زهرا بر همه جان دو عالم کوثری

وارث دین خدا و ذوالفقار حیدری

مهدی صاحب زمانی و شفیع محشری

دل ز نرجس نه که یک دل بلکه صد دل می بری

بر قد و بالای تو نازد امام عسگری

در تمام زندگی با قلب ما همراه تو

از تمام رمز و راز عالمی آگاه تو

مصحف قرآن تو و تالی کتاب الله تو

رهبر و فرمانده و میر و امیر و شاه تو

کل عالم ریزه خوار سفره ی احسان تو

دست یک عالم دخیل گوشه ی دامان تو

با نگاهت پر بگیرد مرغ دل تا آسمان

کاش یابم از مکان خیمه ی سبزت نشان

هر دم از عشق رخت ای مهدی صاحب زمان

بوسه می گیرد لبم از خاک پاک جمکران

ای قرار سینه های بیقرار ما بیا

با نگاهی روزی ما کن شبی را کربلا

کاظم بهمنی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نـرسيديم و نديديم تو را

روزي مـا فـقـرا شـربـت وصل تو نبـود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را

شايد ايام کهن سالي ما جلوه کني!
در جواني که دويديم و نديديم تو را

چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را

گاهي اندازه ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را

سعي کرديم كه شبي خواب ببينيم تورا
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را

مدتي در پي تو رند و نظر باز شديم
همه را غير تو ديديم و نديديم تو را

فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بريديم و نديديم تو را

لااقل کاش دم خيمه ي تو جان بدهيم
تا بگوييم: رسيديم و نديديم تورا

مسعود یوسف پور ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

تو واقعيت محرابي و مصلايي

دليل داشته كه بين ناكجا هايي

 

مسير قبله به ابروت مي خورد پيوند

همينكه بين نمازت به سجده مي آيي

 

قسم به عصمت ناقوس هاي بالادست

تويي كه حضرت عيساي هر كليسايي

 

تو كعبه اي حجرالاسودت همين خال است

كه هاشمي شده است و گواه زيبايي

 

بشر خدات بنامد اگر بيايي ، پس

دليل داشته اين سمت ها نمي آيي


فراز مأذنه ها نام توست اي تهليل

نماز اگر تو نباشي نمي شود تكميل

عارفه دهقانی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

آه آقا !ببین ستاره شدم
از غم و زخم،استعاره شدم
بس که تیر از مژه زدی بر من
همچو شعرم چهارپاره شدم

روز و شب ،اشک های من جاریست
عشق، در روح و جان وتن جاریست
دل به دل راه دارد آقا! عشق،
در شما هم مُسَلمّاً جاریست

مثل یک بابادکِ بی نخ
کاش راحت شوم از این برزخ
بی حضور شما در این گرما
توشه ها جمع میکنم از یخ

با همین چشمهای بی رنگم
با خودم قطره قطره میجنگم
مثل فوّاره در مسیرِ کمال،
از سقوطم عجیب دلتنگم!

بی تو از چشمِ ماه می اُفتم
در هزار اشتباه می افتم
دست قلبِ مرا نگیری اگر،
از لب پرتگاه ،می افتم

آسمان گفت"جمعه بارانیست
در همه کائنات، مهمانیست"
شاید این جمعه...شاید این جمعه،
تو بیایی ! دلم چراغانیست

باتشکر از شاعر گرانقدر سرکار خانم "عارفه دهقانی" برای ارسال این شعر به

سهیل عرب

عارفه دهقانی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

تا کِی اینگونه بماند دل ما آقاجان؟
-عاشق و فارق و درگیر و جدا-آقا جان

بی سبب نیست اگر فاصله ها کم نشدند
صاف و صادق نشده سینه ی ما آقاجان

جای جارو زدن حال و هوای دل هم؛
گوشه ای رفته و گفتیم :"بیا آقا جان"

"ما که رندیم و گدا دیر شما ما را بس"
گرچه این بیشتر است از سَرِ ما...آقاجان

تو که دارای جهانی دل ما را بردار
چه کسی میخرَد این سوخته را ؟آقاجان

سیصد و چند شود سال؟که تکمیل شوند
سیصد و چند نفر از همه جا...آقاجان

ما که هستیم؟که لاف از غم عشقت بزنیم
ما کجا؟...عشق کجا؟...درد کجا آقاجان؟

یک شب ای کاش" بیاید به سراپرده ی چشم
در نمازی خم ابروی شما آقاجان"*
________________________
*اشاره به بیت حافظ:
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

باتشکر از شاعر گرانقدر سرکار خانم "عارفه دهقانی" برای ارسال این شعر به

 سهیل عرب

حمید کریمی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

گویید بر خلق جهان عالم سرا پا ناز شد

در رتبه و قدر و شرف از هر جهت ممتاز شد

شد ماه شعبان جلوه گر درهای ر حمت باز شد

وز رحمت حق بهر ما افشا هزاران راز شد

اهنگ مرگ ظلمت و دیو سیاهی ساز شد

مرغ دل دلدادگان اماده پرواز شد

بین زمین و اسمان گوید منادی دم به دم

در ملک هستی مهدی ال محمد زد قدم

امشب گلی از دامن نرجس شکو فا میشود

کز نگهت دلجوی او عالم مصفا میشود

شادان نبی از دیدگان لبخند زهرا میشود

لبخند زهرا باعث شادی دل ها میشود

از خنده اش صدها گره از کار ما وا میشود

پرونده ی پیروزی اسلام امظا میشود



بین زمین و اسمان گوید منادی دم به دم

در ملک هستی مهدی ال محمد زد قدم



شمس از طلوع طلعتش صبح از افق سر میزند

از جعد گیسویش قمر شب حلقه بر در میزند

روح المین از عشق او شهپر به شهپر میزند

از پرده ی دل نعره ی الاه اکبر میزند

دم از امام منتظر محبوب داور میزند

با گفتن تو صیف او سا غر به ساغر میزند


بین زمین و اسمان گوید منادی دم به دم

در ملک هستی مهدی ال محمد زد قدم

با تشکر از برادر بزرگوار "حمید کریمی" برای ارسال این شعر به

 سهیل عرب

ملیحه سادات قادری ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

 اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

مهدى اى آبى‏ترین احساس‌ها!

 اى معطر از شمیم یاس‌ها

 

 اى تو خورشید شبِ یلداى من

 اى همه انگیزة فرداى من!

 

 اى نشانى از خدا، خال لبت

 عاشقم، عاشق بسوزد در تَبَت‏

 

 اى که دستت روى دوشِ آفتاب

 چشم من با یاد تو رفته به خواب‏

 

 اى که جارى از کلام تو غزل

 صاحب دنیا تو بودى از اَزَل‏

 

 ترجمان لحن خیس اشکها

 رازدار گفتگوهاى خدا

 

 اى که با دریا تکلّم مى‏کنى

برکه‌ها را پرتلاطم می‌کنی‏

 

 اى قرار ما همه آدینه‏ها

 درمیان سبزى سبزینه‏ها

 

 مهدى! اى از نسل گلهاى سپید

 اى شِفابخش دل مجروح بید

 

 غیبت تو فصل زرد بى‏کسى است‏

 انتظارم، رویش دلواپسى است

 

 یاد تو تا در دلم آمد فرود

 شعر من بى‏اختیار از تو سرود

 

 بعد از این من باغبانى مى‏شوم‏

 باغبان بى‏نشانى مى‏شوم‏

 

 تا بِکارم بذر ناب انتظار

 در دل ابرىّ خود، فصل بهار

رحمان نوازنی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

چقدر پرچــم سـبز چقــدر زيبـايي

چه احتزاز قشنگ پر از شكوفايي

 

چه اسم هاي لطيفي به رقص آمده اند

چه دلنشـين و صميمي ؛ چقدر رويايــي

 

دوباره اسـم تو را طـرح نو زديم ايـنجا

نوشته ايم به خط دعــا كه مي آيي

 

چقدر چشـم و چــراغ اميد روشـن شد

چقدر شهر من امشب شده تماشايي

 

دوباره شهر به نامت وضو گرفته ؛ بيا

بيــا كه تا نشـده باز شهر ، دنيــايي

 

دوباره آمــــدي از پشت ابـــــر پيش ما

چه پشت ابر چه اينجا ، هميشه آقايي

 

نفس به باغ پريشاني ام بزن امشب

نفس بزن كه تـــو بالاتر از مسيحايي

علی اصغر انصاریان ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

در پیش سَرو قامت تو،تا شدن خوش است

در فصل غیبت تو شکیبا شدن خوش است

 

دست کسی به دامن نرجس نمی رسد

وقتی صدف به گوهر یکتا شدن خوش است

 

روزی امیرزاده و روزی کنیز شد

حالا عروس حضرت زهرا شدن خوش است

 

ما ذرّه ایم و کار شما ذرّه پروری است

در زیر آفتاب تو پیدا شدن خوش است

 

وقتی شناسنامه ی ما مُنتسَب به توست

در سایه سار مهر تو معنا شدن خوش است

 

هرکس شنید نام شما را قیام کرد

در راه بندگیّ تو آقا شدن خوش است

 

در شرح وصف تو چه برآید از این زبان؟

عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

مرحوم قیصر امین پور ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

صبح بى تو رنگ بعد از ظهر یك آدینه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از كینه دارد


بى تو مى گویند تعطیل است كار عشقبازى
عشق اما كى خبر از شنبه و آدینه دارد


جغد بر ویرانه مى خواند به انكار تو اما
خاك این ویرانه ها بویى از آن گنجینه دارد


خواستم از رنجش دورى بگویم یادم آمد
عشق با آزار ، خویشاوندى دیرینه دارد


در هواى عاشقان پر مى كشد با بى قرارى
آن كبوتر چاهى زخمى كه او در سینه دارد


ناگهان قفل بزرگ تیرگى را مى گشاید
آن كه در دستش كلید شهر پر آیینه دارد

قاسم صرافان ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل

وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين

***

رو به گندم‌زارها مي‌آيي اي مولاي گندمگون
آيه‌ي صلحند چشمان شما ـ «والتين والزيتون»


ابروانت خط نستعليق خطاطي زبردستند
آخرين بيت از غزل‌هايي خيال انگيز و يکدستند


بيتِ آخر حالتش اين است، غافلگير خواهد کرد
ـ ناز دارد ـ مي‌رسد هرچند گاهي دير خواهد کرد


نرگس اينجا غرق در ترکيب خالت با لب است امشب
«آن شب قدري که گويند اهل خلوت امشب است »، امشب


دارد از بالا محمد (ص) هم خودش را در تو مي‌جويد
مي‌زند بر شانه‌هاي حيدر و با شوق مي‌گويد:


ـ مثل زهرا(س) مي‌شود از دور چشمش را که مي‌بندد
خوب با دقت نگاهش کن علي(ع) ! مثل تو مي‌خندد


بي محمد(ص) مانده يثرب تا تو شب با ماه تنهايي
بي علي(ع) مانديم تا تو بازهم با چاه تنهايي


لحظه‌ها را بي تماشايت نگو باور کنم مولا!
«من نه آن رندم که ترک ساقي و ساغر کنم» مولا!


تا کي اينجا قصه‌ي خورشيد پنهان را بخوانم من
«يوسف گمگشته باز آيد به کنعان» را بخوانم من


با ستاره منتظر مي‌مانم آري صبح نزديک است
آه بيدارانِ اين شب زنده داري! صبح نزديک است

کمال مومنی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

اشعار ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود