محسن حنیفی ... اشعار وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

اشعار رحلت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله

***

هر کس خماریِ می و صهبا کشیده است
خود را به زیر سایه آقا کشیده است

دستی که بالهای مرا التیام داد
من را به طوف گنبد خضرا کشیده است

او مهربانتر از پدرم قبل خلقتم
شصت وسه سال زحمت من را کشیده است

ما قوم و خویش آل عبا در قیامتیم
آقا عبای خود به سر ما کشیده است

ما را به دست فاطمه ی خود سپرده است
ما را دخیل چادر زهرا کشیده است

با گریه می رسد نسب ما به دخترش
او قطره را نواده ی دریا کشیده است

حالا کنار بستر او گریه می کنیم
با گریه های دختر او گریه میکنیم


فصل خزان عمر من آمد، بهار رفت
دستم شکست تا که ز کف زلف یار رفت

رفتی و مانده در بر زهرا لباس تو
با بوی پیرهن ز کفم اختیار رفت

همسایه ها به گریه من طعنه میزنند
همسایگی و رحم و مروت کنار رفت

دیگر کسی به خانه ما سر نمیزند
از خانواده ام سند اعتبار رفت

با رفتنت کأنّ حسینم ز دست رفت
با رفتن تو حرمت ایل و تبار رفت

تو دست و پا زدی و حسینم شکسته شد
شاید دلش به گودی یک نیزه زار رفت

بعد از تو پهلویم چقدر تیر میکشد
با چشم و صورتم، کمرم تیر میکشد

محسن عرب خالقی ... اشعار وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

اشعار رحلت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله

***

ای محمد (ص)ای رسول بهترین کردارها
حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها

در بیانت بند می آید زبان ناطقان
قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها

بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم
قاب قوسینت کجا و مرغک پندارها

طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است
استوار مکتب ایثار تو عمارها

تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک
دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها

پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین
گل نباشد کس نمی آید سراغ خارها

کی رود از خاطرتم یادت که در روز ازل
کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجارها

داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک تواییم
لاله کی روییده در آغوش شوره زارها

گل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند
شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطارها

وقت رزمت آنچنانی که میان کارزار
رو به تو آرند وقت خستگی کرارها

ای که با خون دلت پرورده ایی اسلام را
چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها

سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید
کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها

با عیادت از کسی که بارها آزرده ات
روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها

خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال
بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها

رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست
جان به لب شد از غمت ، شهرت مدینه ، بارها

تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق
رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها

آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست
ناله ها برخواست بعدت از در و دیوارها

علیرضا خاکساری ...  اشعار رحلت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله

اشعار رحلت حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله

***

حس میکنم رفتار تو تغییر کرده

این روزها کردار تو تغییر کرده

هم صبح و ظهر و هم سرشب ذیدن من

می آیی و گفتار تو تغییر کرده

یک فاطمه میگویی و دلشوره دارم

چون نحوه ی دیدار تو تغییر کرده

چیزی شده ای سایه ی روی سر من؟

مهمانی این بار تو تغییر کرده

چیزی شده ؟ با مرتضای من چه گفتی؟

این روزها سردار تو تغییر کرده



حس میکنم مانند یک ابر بهاری

بابای از گل بهتر من گریه داری



بابامگرنه اینکه هستم محرم تو

هستم همیشه مونس تو همدم تو

حالابگو دیگر چرا حالت گرفته ست

هستم شریک درد و آه و ماتم تو

بابا به قربان تو وموی سپیدت

بابا به قربان تو و قد خم تو

ای کاش می مردم نمیدیدم پدرجان

چشمان خیس و گریه های نم نم تو

میگویی از دلتنگی و دیدار مادر

ماندم چگونه تا کنم با این غم تو



سنی ندارم من یتیمی سخت باشد

بابادعاکن دخترت خوشبخت باشد



بابادعاکن ماتمی دیگرنبینم

بعدازتو مظلومیت حیدر نبینم

دعوا سر حق و حقوق و جانشینی

دعوا سر عمامه و منبر نبینم

بابا دعاکن مرتضی را دست بسته

مستاصل و درمانده و مضطر نبینم

بابادعاکن در تمام طول عمرم

برسینه ی خود جای میخ در نبینم

یا لااقل در راه برگشتن به خانه

سنگ صبورم را به چشم تر نبینم



بابابرو سه ماه دیگر میرسم من

باچادرخاکی بر سر میرسم من

محمد مهدی عبدالهی ... اشعار محکومیت هتک حرمت پیامبر رحمةٌ اللعالمین

در محکومیت هتک حرمت پیامبر اعظم صلوات الله علیه

***

سینه ام از غم جانسوز شما تبدار است

ملت شیعه ایران به خدا بیدار است

منکر پست رسول مدنی را بر گو

مرتد است و به یقین عاقبتش بر دار است

 

داغ دیگر به قلب ارض و سما

هتک حرمت شده پیمبر ما

مهدی فاطمه به سر زده است

شده قلبش مثال کرب و بلا


 

یک بار دگر قدّ فلک تا شده است

خون بر جگر حضرت زهرا شده است

دانی که چرا به سر زده مهدی ما

توهین به حریم نور اعلی شده است



یک روز، سقیفه، پشت در می آیند

یک روز، به کوفه، پشت سر می آیند

این بار پی هتک حریم احمد

با کینه و خشم، تشنه تر می آیند


 

دیگر به خدا طاقتمان تاب شده

انگار جسارت به شما باب شده

در ماتم هتک حرمت پیغمبر

مهدی به بُکا گوشه سرداب شده

 


یا فاطمه دشمنان عجب نامردند

توهین به رسول حق به ناحق کردند

ای منتقم آل محمد برگرد

اینان به خدا ز دین احمد طردند

 


یا رسول الله، نفس در سینه ام تنگ است

یا رسول الله، عدو قلبش پر از سنگ است

یا ابالزّهرا، به جنّت فاطمه گوید

یا رسول الله، جسارت بر شما ننگ است

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر "محمد مهدی عبداللهی" برای ارسال این شعر به

 سهیل عرب

یوسف رحیمی ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مدح


 اشعار فاطمیه

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

***

تا آیه آیه سورۀ كوثر مقدس است

شأن تو ای ملیكۀ محشر مقدس است

 

بال بهشت فرش قدم هات می شود

یعنی مقام عصمت مادر مقدس است

 

قلبی كه فاطمیۀ غم هات می شود

نذر نگاه تو شده، دیگر مقدس است

 

تا روضه روضۀ تو و گریه برای توست

این اشك های پاك و مطهر، مقدس است

 

بانو به احترام تو و عطر نام تو

گل های یاس سبز و معطر مقدس است

 

وقتی كه ریخت پال و پرت بین كوچه ها

دیگر گل بنفشۀ پرپر مقدس است

 

دور و بر بقیع تو بانوی بی نشان

حتی غبار بال كبوتر مقدس است

 

خونت نوشت بر تن تاریخ تا ابد

هر كس شود فدایی رهبر مقدس است