سهیل عرب در تلگرام


پايگاه اشعار آئيني سهيل عرب در تلگرام


کانال پایگاه اشعار آئینی سهیل عرب در تلگرام راه اندازی شد
از این پس به منظور دسترسی راحت، سریع و به روز اشعار در مناسبت های مختلف می توانید با عضویت در کانال تلگرامی سهیل عرب از امکان استفاده نمایید.
شما می توانید با نصب نرم افزار تلگرام بر روی رایانه، گوشی تلفن همراه و یا تبلت خود با کلیکروی لینک زیر وارد کانال تلگرامی سهیل عرب شوید

با ارسال اين پيام و معرفي لينك زيربه ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام در ثواب انتشار معارف و مناقب اهل بيت عليهم السلام شريك شويد.


https://telegram.me/ghasemiyoon_ir

 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد

قد خم دست به دیوار شدن هم دارد

تا صداي لبت آمد لبم از خواب پريد

سر تو ارزش بيدار شدن هم دارد

عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات

این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد

بی سبب نیست که با دست به دنبال توام

چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد

دخترت نیستم از طشت رهایت نکنم

دختر شاه فداکار شدن هم دارد

معجري را كه تو از مكه خريدي بردند

موي آشفته گرفتار شدن هم دارد

علي اكبر لطيفيان

برگرفته از وبلاگ من غلام قمرم

********************

اشعار شب سوم – علی اکبر لطیفیان

در آن سحر ، خرابه هوایش گرفته بود

حتی دل فرشته برایش گرفته بود

با آستین پاره ی پیراهن خودش

جبریل را به زیر کسایش گرفته بود

زورش نمی رسید کسی را صدا کند

از گریه زیاد ، صدایش گرفته بود

از ابتدای شب که خودش را به خواب زد

معلوم بود آنکه دعایش گرفته بود

حتما نزول می کند آیات تازه ای

با چله ای که بین حرایش گرفته بود

مشغول ذکر نافله اش شد ، ولی کجاست؟

آن چادری که عمه برایش گرفته بود

علی اکبر لطیفیان  ... اشعار شب دوم محرم ، ورود کاروان به کربلا

اشعار شب دوم محرم

ورود کاروان به کربلا

***

با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن

عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن

با احتیاط بار حرم را زمین گذار

زانو بزن وقار حرم را زمین گذار

با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای

می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای

چشم مخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزگان محترمه در پناه تو

باحوریان رفته به زیر نقابها

یک لحظه روبرو نشدند آفتابها

این حوریان عزیز خدایند و بس، همین

این دختران کنیز خدایند و بس، همین

این دختر علی ست که بالش شکستنی است

ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است

از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش

عباس جان مراقب این با حجاب باش

این دختران من که بیابان ندیده اند

در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند

یک لحظه هم ز خیمه ي طفلان جدا نشو

جان رباب از دم گهواره پا نشو

توهستی و اهالی این خیمه راحتند

در زیر سایه ات همه در استراحتند

توهستی و به روز حرم شب نمی رسد

چشم کسی به قامت زینب نمی رسد

یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند

احساس می کنم همه دلواپس هم اند

احساس می کنم که جوابم نمی دهند

با آب آب گفتنم آبم نمی دهند 

اول مرا به نیزه ای از حال می برند

بعدا کشان کشان لب گودال میبرند

اینجا مکان نیزه به پهلو کشیدن است

از خیمه ها دویدن و گیسو کشیدن است

راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست

از سنگها شکستن دندانم آرزوست

من راضیم به پای خدا دست و پا زنم

با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم

باید به روي نی سر ِمن نیز رو شود

تا که مقام خواهر من نیز رو شود

جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا

این جام را الست گرفتیم ما دو تا

می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم

پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم

از آن همه به خواهر من ماتمش رسید

وارد شدن به مجلس نامحرمش رسید

با احتیاط لاله ي ما را سوار کن

زینب بیا سه ساله ي ما را سوار کن

با احتیاط خسته شدند این ستاره ها

این گوش پاره ها سر گوشواره ها

محمد مهدی عبداللهی ... اشعار شب دوم محرم

اشعار شب دوم محرم

 روضه ورود به کربلا

کاروان لحظه لحظه نزدیک است

در حوالّی دشت ،دشت بلا

وعده گاه خدا همین باشد

این زمین هست،قبله،کرب و بلا


دلهره موج می زند در دشت

وَ سکوتی که پُر ز مفهوم است

بوی ماتم وزد از این صحرا

اهل خیمه به ناله محکوم است

قصّه غربتت مرا کشته

نخل غم را ببین چه پُر بار است

نَستَعینُ بِکَ ،عزیز دلم

کربلا با بلا بسی یار است


یابن زهرا بیا که برگردیم

صبر زینب دگر به سر آمد

خواب آشفته دیده ام انگار

زِ عروج شما خبر آمد


نظری کن خودت تماشا کن

دل اهل حرم پُر از غوغاست

تو اجازه بده که برگویم

روضه هایی که بعد از این برپاست

کنج خیمه به حالت محزون

قد و بالای اکبرت دیدی

اندکی بعد در دل دشمن

ارباً اربا، برابرت دیدی


لحظه ای بعد نوبت عبّاس

مشک او بر زمین فتاد ای وای

ناله ای زد که یا اخاالمظلوم

هر دو دستش ز کین فتاد ای وای


دست در دست عمّه بود امّا

سوی مقتل،روانه، عبدالله

خنجری آمد و جدایش کرد

دست او را ز دست ثارالله


چه بگویم ز شیرخواره تو

مُسند غربت شما امّا

حرمله با سه شعبه منتظر است

سر او را جدا کند آقا


از بلندیّ تل همی دیدم

به زمین خوردی ای گل زهرا

من بمیرم چه دیده ام ای وای

دست و پا میزدی، تو ای آقا


بس کنم ناله را ولی ای وای

چه بگویم ز شام عاشورا

هر طرف یک سری ،سرِ نیزه

مزد اشک یتیم ها ،هورا

با تشکر از برادر بزرگوار جناب آقای محمد مهدی عبداللهی

گمنام ... اشعار محرم و وصفر و مرثیه امام حسین علیه السلام

اشعار محرم و وصفر

اشعار مرثیه امام حسین علیه السلام

***

 باد به موي سرت افتاد دلم ريخت

تا اشك ز چشم ترت افتاد دلم ريخت

امروز ميان تو و حُرّ ابن رياحي

تا صحبتي از مادرت افتاد دلم ريخت

اي آينه ي خواهر خود تا كه غبار ِ

اين دشت به دور و برت افتاد دلم ريخت

امروز كه يك مرتبه در موقع بازي

بر روي زمين دخترت افتاد دلم ريخت

درباره ي تنهايي و بي ياوري تو

تا زمزمه در لشگرت افتاد دلم ريخت

خورشيد من امروز كه اين سايه ي شوم ِ

سرنيزه به روي سرت افتاد دلم ريخت

گمنام ... اشعار شب دوم محرم ، اشعار ورود به کربلا

 اشعار شب دوم محرم

اشعار ورود به کربلا

***

دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم

عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم

سرزميني كه تورا عاقبت از من گيرد

آري اي يار همين جاست بيا برگرديم

بين هر خيمه كه رفتيم جگرم سوخت حسين

همه جا ناله ي زهراست بيا برگرديم

حيف از حنجر ششماهه كه تيرش بزنند

حرمله روبه روي ماست بيا برگرديم

مشكِ عباس اگر تير خورَد باكي نيست

حيفِ آن ديده ي سقاست بيا برگرديم

اينقَدَر گودي و اينقَدر سراشيبي و سنگ

اين زمين غرق معماست بيا برگرديم

گمنام ... اشعار شب دوم محرم ، اشعار ورود به کربلا

 اشعار شب دوم محرم

اشعار ورود به کربلا

***

هنوز زينب كبري كنار دلبر هست

هنوز عمه ي سادات با برادر هست

هنوز رَخْتِ اسيري به تن ندارد كس

هنوز ناله ندارد عمو به دادم رَس

هنوز قاسم و اكبر هنوز عبدالله

هنوز ساقيِ تشنه كنار ثارالله

هنوز خيمه ي ارباب غرق احساس است

هنوز دور ِحرم رَدِّ پاي عباس است

هنوز آنچه زياد است در حرم آب است

كجا ز سوز عطش شيرخواره بي تاب است؟

هنوز صيد نگشته ست بچه آهويي

و تازيانه نخورده ست هيچ بانويي

گمنام ... اشعار شب دوم محرم ، ورود به کربلا

اشعار شب دوم محرم

اشعار ورود به کربلا

***

کربلا دجله را خبر کن زود

قافله با شتاب آمده است

تکّه ای ابر سایبان بفرست

شیر خوار رُباب آمده است

یاد تیغ وتُرنج افتادی

به تو حق میدهم که حیرانی

قدو بالای دیدنی دارد

علی اکبر است می دانی

بوی شهر مدینه را حس کن

این دو آئینه ی سخا هستند

مثل من بُغض کرده ای آری

یادگاران مجتبی هستند

مثل پروانه گرد اربابت

نوجوانان زینب کبری

بهترین هدیه شد برای حسین

لب خندان زینب کبری

کربلا ازفرات خودت بگو قدری

آخه،ساقی این خیام عباس است

آبه سردوخنک به او برسان

چون به قولی که داده حساس است

کربلا زینب است این بانو

عزتش را مگر نمی بینی

هی نگو دشت از چه میلرزد

هیبتش را مگر نمی بینی

داغدار قبیله آمده است

اشک وخون دارد او به دیده هنوز

کربلا زود سر به زیر انداز

سایه اش را کسی ندیده هنوز

علی اکبر لطیفیان ... اشعار شب دوم محرم ، روضه ی ورود به کربلا

اشعار شب دوم محرم، روضه ورود به کربلا

***

کاروان سلاله های خدا

کاروان امام عاشورا

کاروان بهشتیان زمین

کاروان فرشتگان سما

یکی از نوکرانشان جبراییل

یکی از چاکرانشان حورا

گوشه ای از صدایشان داوود

نفسی از دعایشان عیسی

نوجوانانشان چو اسماعیل

پیرمردانشان خلیل آسا

زایر اشکهایشان باران

تشنه مشکهایشان دریا

همه آیات سوره ی مریم

همه چون کاف و ها و یا والی

یوسفان عشیره ی حیدر

مریمان قبیله ی زهرا

کعبه میبیند و طواف ملک

چشم تا کار میکند اینجا

کشتگان حوادث امروز

صاحبان شفاعت فردا

تا به حالا ندیده هیچ کسی

این همه آفتاب یکجا

هر دلی با دلی گره خورده است

همه مجنون صفت همه لیلا

دارد این کاروان صحرایی

دخترانی عفیفه و نو پا

همه با احترام و با عزت

همه در پرده های حجب و حیا

پرده را از مقابل محمل

باد حتی نمی برد بالا

دور تا دورشان بنی هاشم

تحت فرمان حضرت سقا

پای علیا مخدره زینب

روی زانوی اکبر لیلا

از غروب مدینه می آیند

در زمینی به نام کرب وبلا

میرسیدند و یاد می کردند

از سر و طشت و حضرت یحیی

حق نگهدار این همه مجنون

حق نگهدار این همه لیلا

وحید قاسمی ... اشعار شب دوم محرم ، روضه ی ورود به کربلا

اشعار شب دوم محرم، روضه ورود به کربلا

***

در این دیار هوای نفس کشیدن نیست

برای هیچ پری فرصت پریدن نیست

خدا به داد دل لاله های تو برسد

به ذهن این همه گل چین به غیر چیدن نیست

هزار سرو روان در پی ات روانه شدند

بلند قامتشان حیف قد خمیدن نیست!

در این کویر خود ساقی؛آب می گردد

برای نو گل تو وقت قد کشیدن نیست

لطیف تر ز گل یاس کودکان توأند

که حقشان به دل خارها دویدن نیست

به التماس بگویم بیا که بر گردیم

دل لطیف مرا تاب زخم دیدن نیست

شاعر گمنام ... اشعار طلیعه محرم اشعار شهادت حضرت مسلم علیه السلام

اشعار طلیعه محرم

اشعار شهادت حضرت مسلم علیه السلام

***

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم

باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب

هر کسی در پی دلدار خودش می گردد

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم

از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب

من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟

یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب

خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

من به عالم ندهم لذت مردن را با...

...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب

رضا رسول زاده ... اشعار شهادت امام محمد باقر علیه السلام

اشعار شب دوم محرم

شهادت حضرت مسلم علیه السلام

***

هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد

با شکوه آمده و بی کس و بی یار نشد 

حال و روز منِ آواره تماشا دارد

تکیه گاهم بجز این گوشۀ دیوار نشد

روزه دارم من و لب تشنه وسر گردانم

بین این شهر کسی بانیِ افطار نشد

دست بر دست زنم دل نِگرام چه کنم

مثل من هیچ سَفیری خجل از یار نشد

خواستم تابرسانم به تو پیغام ، میا

پسر فاطمه ، شرمنده ام انگار ، نشد

گر زنی سینه سپر کرده برایم صد شکر

سینه اش سوخته از داغیِ مسمار نشد