اشعار ولادت حضرت اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

***

از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نـرسيديم و نديديم تو را

روزي مـا فـقـرا شـربـت وصل تو نبـود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را

شايد ايام کهن سالي ما جلوه کني!
در جواني که دويديم و نديديم تو را

چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را

گاهي اندازه ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را

سعي کرديم كه شبي خواب ببينيم تورا
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را

مدتي در پي تو رند و نظر باز شديم
همه را غير تو ديديم و نديديم تو را

فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بريديم و نديديم تو را

لااقل کاش دم خيمه ي تو جان بدهيم
تا بگوييم: رسيديم و نديديم تورا