محمد بیابانی  ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

چه منتی به سر خلقت خدا داری

اگر به چشم زمین پای خویش بگذاری

سحاب رحمتی و پای آسمان خدا

کنار می کشد آن ساعتی که می باری

فرشتگان همه مبهوت جلوه رویت

چه دلربایی... عجب دلبری... چه دلداری...

تو آخرین گل یاسی که نقش هایت را

به کوچه باغ قدیمی شهر می کاری

پس از تو صبح مدینه دگر نخواهد دید

طلوع نسل خدا را زمان بیداری

لبان حضرت هادی پر از ترانه توست

کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست

اگرچه عمر تو ایام کمتری دارد

ولی به عمر دو صد نوح برتری دارد

بهشت کوی تو! نه... نه... غباری از کویت

کجا به وعده جنت برابری دارد؟

کدام دلبری آن هم به نقد جان دادن

شبیه و مثل تو آنقدر مشتری دارد

دل مریض من آقا اگرچه ناخوش بود

ولی به لطف تو اوضاع بهتری دارد

گدای ریزه خور سفره تو سلطان است

چرا که بر سر خود تاج سروری دارد

نگاه ماست که دنبال آب و دانه توست

کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست

متن کامل این ترجیع بند را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

علی اکبر لطیفیان ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

 اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

اي حضرت معشوق اي ليلاترينم

من از همه پروانه ها شیدا ترینم

سنگ ملامت خورده عشق تو هستم

يعني ميان عاشقان رسوا ترينم

تو آيه هاي مصحف پيغمبراني

بهر تلاوت كردنت شيواترينم

اي كيسه بر دوش سحرهاي محله

مرد كريم سامرا ؛ آقاترينم

ما ريزه خوار دولت عشق توهستيم

ای حضرت معشوق ای لیلاترینم

اندازه ي ما چشم تو ديوانه دارد

مجنون ميان خانه ي ما خانه دارد

متن کامل این ترکیب بند را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

رحمان نوازنی ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

آدم کشیده بود خودش را به التجا

غم هم نشسته بود لب جاده ی فنا

کشتی نوح هم به تکسر رسیده بود

و می طنید یکسره دور و بر بلا

موسا که رفته بود به دریا عصا به دست

عیسا مرض بود و به ذکر هوالشفا

آتش به قهقهه همه جا گـُـر گرفته بود

آن سو خلیل بود و دو چشم پر از دعا

آن غصه ها و این همه غمها یکی یکی

گشتند کو به کو همه جا را جدا جدا

تا اینکه چشمشان همه افتاد سمت تو

یا نه ! نگاه لطف تو افتاد ابتدا

آن سو نگاه زرد و غم انگیز غصه بود

این سو نگاه سبز و سرور آور شما

از آن به بعد سائل چشمان تو شدیم

و خوانده ایم نام تو را " سُـرّ مَـن رای "

از آن به بعد غم که به ما روی می کند

مائیم و یک نگاه تو آقای سامرا

ابن الرضاي سوم ما یا ابالحسن

عیدی بده به دست گدا یا ابالحسن

متن کامل این ترجیع بند را درادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

حسن فطرس ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

ساقيا فصل ساغري آمد

شيعيان وقت سروري آمد

آدمي بر خودت تفخّر كن

عاشقان شاهِ دلبري آمد

يك حسن از تبارِ ثارالله

نور چشمِ پيمبري آمد

هر دو شهلا به شب زند طعنه

ماه زيباي حيدري آمد

خنده دارد حُدَيْثِه بر رويش

چون گلِ ياسِ كوثري آمد

بر سر كوچه‌ي دلم دل را

ديدم امشب قلندري آمد

گفتم او را چرا تو سرمستي

گفت ميلادِ عسگري آمد

ادامه نوشته

محمد بختیاری ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

ما اهل بارانيم و اهل روضه‌هائيم

عمري است محتاج گداهاي شمائيم

آواره‌هاي كوچه‌ي حُسن بهاريم

كاسه به دست سفره‌هاي هل‌اتائيم

از روز اول خادم اين خانه هستيم

تا شام آخر هم مقيم اين حرائيم

ما نسل در نسل عاشق اين خانواده

ديوانه‌وار از عالم و آدم جدائيم

وقتي كراماتِ نگاهت شامل ماست

يعني كه در هفت آسمان مشكل‌گشائيم

از اولش هم قلب ما دست شما بود

توفيق ما و سلب ما دست شما بود

شكر خدا كه عاشقي درمان ندارد

اين قصه‌ي شاه و گدا پايان ندارد

شكر خدا كه عاشق اين خانواده

شرمندگي دارد ولي عصيان ندارد

فرع تولي و تبري اصل دين است

ايمانِ بي اين خانواده جان ندارد

چشمي كه ابري شد از اين درياي جوشان

در روز محشر لحظه‌ي گريان ندارد

دست كسي بر دامن فهم شما نيست

اين نردبان‌ها پله‌ي آسان ندارد

اي خلقت آدم طفيلي وجودت

هفت آسمان محتاج بارش‌هاي جودت

ادامه نوشته

وحید قاسمی ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

ساقي بياوريد که بزمي به پا کنيم

ساغر بياوريد که قدري صفا کنيم

مطرب بياوريد که تا خط خويش را

از خط پيروان طريقت جدا کنيم

عمري نماز پشت سر شيخ خوانده ايم

حالا شبي به پير مغان اقتدا کنيم

خواندم دعا به مسجد و حاجت روا نشد

يکبار بين ميکده امشب دعا کنيم

يک خمره نه,دو خمره نه ,تا يازده رسيد

ما آمديم تا که زدل عقده وا کنيم

حالا که نام پاک تو اکسير واقعيست

با ذکر يا حسن مس دل را طلا کنيم

وقتي که مرده را نگهت زنده ميکند

با يد تو را مسيح پيمبر صدا کنيم

حريم و زير دين نگاه تو رفته ايم

آقا چگونه قرض شما را ادا کنيم؟

حالاکه بي ولاي توطاعات باطل است

بايد نماز و روزه ي خودراقضا کنيم

فرموده ايد شيعه به دوزخ نمي رود

پس هرچه خواستيم گناه و خطا کنيم؟!

وقتي به خاطر تو ،به ما شأن مي دهند

ديگر چه احتياج که در دين ريا کنيم

زهرا اگر اجازه دهد در بهشت هم

خدمت به خاندان شريف شما کنيم

تمار شهرعشق علي باش اي رفيق

تا اينکه پاي دار غمش گريه ها کنيم

گيرم که تو حبيب نبودي , زهير باش

تا اينکه زير تيغ جنون جان فدا کنيم

در باب نوکري به مقامي نمي رسيم

تنها اگربه سينه زدن اکتفا کنيم

ما را غلام قصر خودت کن که در بهشت

شب هاي جمعه روضه برايت به پا کنيم

سید محمد میرهاشمی ... اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

عاشقا، مستانگى از سر بگير

ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگير

مرغ دل را از قفس آزاد كن

با پرستوهاى عاشق پر بگير

پر بزن تا كوىِ يارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگير

گرچو من بشكسته بالى غم مخور

با ولاى يار بال و پر بگير

جشن ميلاد امام عسگرى

آمده عيدى ز پيغمبر بگير

هر چه مى‏خواهد دلت از يُمن او

از يَدِ پر قدرت حيدر بگير

طالب عفوى اگر با يا حسن

دامن محبوبه ی داور بگير

شيعه مى‏نازد به نام عسگرى

يا اباالمهدى امام عسگرى

كيست او بر شيعيان مولاستى

كيست او نور دل طاهاستى

كيست او ابن الرضا، بابُ الهدى

پور حيدر زاده زهراستى

كيست او كز مقدمش هفت آسمان

غرق زينب باشد و غوغاستى

كيست او اندر رهش پيغمبران

دست بر سينه همه برپاستى

كيست او سرمايه هستى حق

ياسِ بى مثل جهان آراستى

كيست او عشق خداى سرمدى

عاشقى را بهترين معناستى

او امام عسگرى باشد كه بر

خستگان عشق مولاناستى

شيعه مى‏نازد به نام عسگرى

يا اباالمهدى امام عسگرى

متن کامل این ترجیع بند را در ادامه بخوانید

ادامه نوشته

وحید قاسمی ... اشعار شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

اشعار شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا

دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا

نشان خانه تان را ز هرکه پرسیدم

- نشان سیدی از خانواده ی زهرا-

به گریه مردم عابر جواب می دادند

برو به کوچه ی رحمت،محله ی طاها

کسی به داد دل من نمی رسد جز تو

بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا

اگر اجازه دهی داخل حرم بشوم

کنار سفره ی فضلت نشینم ای مولا

بزرگ زاده چه مهمان نواز و خونگرمی

گذاشتی دهنم زود لقمه ی خود را

مگر سرای تو دارالنعیم عشاق است؟

هزار لیلی و مجنون نشسته اند اینجا

امام عسگری ای تکیه گاه امروزم

رها نمی کنمت تا قیامت فردا

دعا کنید که همسایه ی شما باشم

جوار چشمه ی تسنیم جنت الاعلی

اگر بهشت بیایم،بدان که بنشینم

به زیر سایه ی مهرت،نه سایه ی طوبی

هوای سامره دارد دل هوایی من

بده برات سفر-جان مادرت زهرا-

برای کرببلا خرجی سفر بدهید

به حق چادر خاکی زینب کبری

مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم

برای مهدی تان زیر گنبد خضرا

یگانه غایت خلقت وجود مادر توست

کجاست مرقد او؟خاک بر سردنیا

شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است

شبیه حال و هوای غروب عاشورا

شنیده ام که نباید ز مشک حرفی زد

به خاطر دل پر درد مادر سقا

سید هاشم وفایی ... اشعار شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

 اشعار شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

***

سلام ما به تو و سامرای اطهر تو

سلام ما به حرمخانۀ منور تو

سلام بر تو و برحُرمتت که جبرائیل

جبین گذاشته بر آستانۀ در تو

سلام ما به تو ای عسکری لقب که خدا

نهاده خیل ملک را معین و عسکر تو

سلام ما به شکوه و به شوکت و قدرت

که آگه ست از این قدر و جاه داور تو

قسم به عمر کمت ای گل بهشت رسول

دوباره زنده شده یاد عمر مادر تو

سلام ما به دل پاره پاره ات هردم

سلام اهل سماواتیان به پیکر تو

سلام ما به تو و آن گلی که از داغت

شرر گرفته دل او کنار بستر تو

ز بس که رعشه بجانت فتاده بود از زهر

به دست او شده سیراب لعل اطهر تو

صدای آیۀ امن یجیب می آید

بپاس آن گل درد آشنا و مضطر تو

برای روز ظهورش تو خود دعائی کن

که مستجاب شود هر دعا ز محضر تو

به روز حشر "وفائی" کجا غمی دارد

اگر که ثبت شود نام او به دفتر تو

محمود ژولیده ... اشعار مدح امام حسن عسکری علیه السلام

 اشعار مدح امام حسن عسکری علیه السلام

***

آن دلبری که بندگی ات را روا نوشت

ما را غلام حلقه به گوش شما نوشت

روز ازل مربی اشراق عاشقی

نام ترا به صفحه ی دلهای ما نوشت

آن خالقی که مهر تورا مُهر سینه ساخت

با لوح دل حدیث تو را آشنا نوشت

با جوهر طلا به شبستان آسمان

وصف تو را به خط جلی کبریا نوشت

با جان و دل ولایت تو خو گرفته است

خلّاق عشق بندگی ات را سزا نوشت

صدها طواف، بی تو نیارزد به ارزنی

چون کعبه را به کوی شما مبتلا نوشت

بعد از خدا کریم ترینی امام من

از بس خدا به دست کریمت ثنا نوشت

آن خالقی که عادت احسان دهد ترا

دل را گدای سامره ی هل اتا نوشت

ما را غلام همت تو آفریده اند

ریزه خوران دولت تو آفریده اند  

ادامه نوشته

وحید قاسمی ... اشعار ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

فرشتگان سما ائتلاف می كردند

به گرد بستر نرگس طواف می كردند

 

به زیر سایه ی محراب سبز گهواره

پیمبران خدا اعتكاف می كردند

 

و رودهای بهشتی به اشك شوق ظهور

زلال آبی خود را مضاف می كردند

 

تمام دوزخیان را ملائكه ز عذاب

به یمن خنده ی مهدی معاف می كردند

 

قمر رخان سماوات تیغ مژگان را

به محض دیدن پلكش غلاف می كردند

 

پری وشان به كنار ضریح چشمانش

به زشت بودن خود اعتراف می كردند

 

مقربان الهی برای دیدن او

خریدهای كلان كلاف می كردند

 

چقدر مردم عاشق كبوتر دل را

روانه سمت حوالی قاف می كردند

 

سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را

منجمان فرج اكتشاف می كردند

محمد بیابانی ... حضرت امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

***

دوباره پای غزل سویتان دوان شده است

حروف واژه عشقم ترانه خوان شده است

ردیف و قافیه هایم فقط به ذوق شماست

که اینچنین همه همرنگ آسمان شده است

زبان رو به سوی قبله مانده طبعم

به جان رسیده و انگار پرتوان شده است

فضای آبی شعرم نثار مقدمتان

بهار هم به قدوم شما جوان شده است

نَمی ز بارش حُسن شما و آل شما

کتاب شعر و غزلهای شاعران شده است

فضای شعر، پر از لطف بی کرانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

این شعر در قالب ترکیب بند است به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

وحید قاسمی ... اشعار میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

امام حسن عسکری علیه السلام

***

ساقی بیاورید که بزمی به پا کنیم

ساغر بیاورید که قدری صفا کنیم

مطرب بیاورید که تا خط خویش را

از خط پیروان طریقت جدا کنیم

عمری نماز پشت سر شیخ خوانده ایم

حالا شبی به پیر مغان اقتدا کنیم

خواندم دعا به مسجد و حاجت روا نشد

یکبار بین میکده امشب دعا کنیم

یک خمره نه,دو خمره نه ,تا یازده رسید

ما آمدیم تا که زدل عقده وا کنیم

حالا که نام پاک تو اکسیر واقعیست

با ذکر یا حسن مس دل را طلا کنیم

وقتی که مرده را نگهت زنده میکند

با ید تو را مسیح پیمبر صدا کنیم

حریم و زیر دین نگاه تو رفته ایم

آقا چگونه قرض شما را ادا کنیم؟

حالاکه بی ولای توطاعات باطل است

باید نماز و روزه ی خودراقضا کنیم

فرموده اید شیعه به دوزخ نمی رود

پس هرچه خواستیم گناه و خطا کنیم؟!

وقتی به خاطر تو ،به ما شان می دهند

دیگر چه احتیاج که در دین ریا کنیم

زهرا اگراجازه دهد در بهشت هم

خدمت به خاندان شریف شما کنیم

تمار شهرعشق علی باش ای رفیق

تا اینکه پای دار غمش گریه ها کنیم

گیرم که تو حبیب نبودی , زهیر باش

تا اینکه زیر تیغ جنون جان فدا کنیم

در باب نوکری به مقامی نمی رسیم

تنها اگربه سینه زدن اکتفا کنیم

ما را غلام قصر خودت کن که در بهشت

شب های جمعه روضه برایت به پا کنیم

یوسف رحیمی ... اشعار میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

***

خدا نهاده در اين چشم ها صلابت را

شکوه و هيبت و آقايي و سيادت را

براي اهل زمين آسماني از فيضي

ببار بر دلمان کوثر فضيلت را

به لطف گوشه‌ي چشم تو حضرت باران

خدا گشوده روي خلق باب رحمت را

مسيح آل محمد! بزرگ نصراني

چه خوب ديده کرامات چشمهايت را

چه کودکانه به عزم مصاف مي آيند

نگاه نافذ تو رام کرده خلقت را

ز دشمنان خودت هم دريغ ننمودي

زلال معرفت و زمزم هدايت را

تمام همتت اين بود که بفهماني

به شيعه سرّ بقا، معني ولايت را

چقدر گفتي از آن آفتاب پشت ابر

حکایت ولی و انتظار و غيبت را

خوشا کسی که دمی غائب از حضورش نیست

حجاب خود نشده بی نصیبِ نورش نیست

 

این شعر در قالب ترکیب بند است به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

محمد بختیاری ... اشعار میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام  - مدح

 میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

*

از عرش دارد مي‌رسد فصل بهارم

كم كم پر از خورشيد خواهد شد ديارم

از عرش دارد مي‌رسد پيكي خدايي

از عرش دارد مي‌رسد دار و ندارم

يك عمر در دست خودم در حبس بودم

امشب نگاهش مي‌شود راه فرارم

اميد بستم بر كرامت‌هاي چشمش

بلكه كمي رونق بگيرد كار و بارم

من هرچه را دارم به دست دوست دادم

شكر خدا كه بعد از اين بي‌اختيارم

از آسمان نور هدي آمد ، مبارك

عيساي آل مصطفي آمد مبارك

ادامه نوشته

محمود ژولیده ... میلاد امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

*

آن دلبری که بندگی ات را روا نوشت
مارا غلام حلقه به گوش شما نوشت
روز ازل مربی اشراق عاشقی
نام تو را به صفحه ی دل های ما نوشت
آن خالقی که مهر تو را مُهر سینه ساخت
با لوح دل حدیث تو را آشنا نوشت
با جوهر طلا به شبستان آسمان
وصف ترا به خط جلی کبریا نوشت
با جان و دل ولایت تو خو گرفته است
خلاق عشق بندگی ات را سزا نوشت
صدها طواف ، بی تو نیارزد به ارزنی
چون کعبه را به کوی شما مبتلا نوشت
بعد از خدا کریم ترینی امام من
از بس خدا به دست کریمت ثنا نوشت
آن خالقی که عادت احسان دهد تو را
دل را گدای سامره ی هل اتا نوش
ت

مارا غلام همت تو آفریده اند
ریزه خوران دولت تو آفریده اند

ادامه نوشته

جعفر ابوالفتحی ... اشعار میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام  - مدح

میلاد امام حسن عسکری علیه السلام

*

 

مرا هم کن به راه عشق همراه

مرا مگذار مانده بر سر راه

کمند زلف تو سر رشته ی عشق

اسیرت گشته ام من خواه ناخواه

اگر شاهی، گدایی تو باشد

غلام درگهت گردیده چون شاه

اگر حب تو باشد رهبر راه

نگردد عاشقت از راه، گمراه

تویی نور خدا در قلب عاشق

و عاشق گشته از عشق تو لایق

این شعر در قالب ترکیب بند است به ادامه ی مطلب بروید

ادامه نوشته

سید حمیدرضا برقعی ... امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری(ع)

 


یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم

بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد

تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

در بقیع حرمت با دل خون می گفتم

که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست



 

وحید قاسمی ... امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع)

 

عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا

دوباره سائلی آمد،درِ حرم بگشا

 

نشان خانه تان را ز هرکه پرسیدم

- نشان سیدی از خانواده ی زهرا-

 

به گریه مردم عابر جواب می دادند

برو به کوچه ی رحمت،محله ی طاها

 

کسی به داد دل من نمی رسد جز تو

بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا

 

اگر اجازه دهی داخل حرم بشوم

کنار سفره ی فضلت نشینم ای مولا

 

بزرگ زاده چه مهمان نواز و خونگرمی

گذاشتی دهنم زود لقمه ی خود را

 

مگر سرای تو دارالنعیم عشاق است؟

هزار لیلی و مجنون نشسته اند اینجا

 

امام عسگری ای تکیه گاه امروزم

رها نمی کنمت تا قیامت فردا

 

دعا کنید که همسایه ی شما باشم

جوار چشمه ی تسنیم جنت الاعلی

 

اگر بهشت بیایم،بدان که بنشینم

به زیر سایه ی مهرت،نه سایه ی طوبی

 

هوای سامره دارد دل هوایی من

بده برات سفر-جان مادرت زهرا-

 

برای کرببلا خرجی سفر بدهید

به حق چادر خاکی زینب کبری

 

مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم

برای مهدی تان زیر گنبد خضرا

 

یگانه غایت خلقت وجود مادر توست

کجاست مرقد او؟خاک بر سردنیا

 

شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است

شبیه حال و هوای غروب عاشورا

 

شنیده ام که نباید ز مشک حرفی زد

به خاطر دل پر درد مادر سقا