کاظم بهمنی ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مدح

 حضرت زهرا سلام الله علیها

***

شب تاریک کنار تو به سر می آید

نام زهرا به تو بانو چقدر می آید

 

آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده ست

خار هم پیش شما گل به نظر می آید

 

ونبوت به دوتا معجزه آوردن نیست

از کنیزان تو هم معجزه بر می آید

 

به کسی دم نزد اما پدرت می دانست

وحی از گوشه ی چشمان تو در می آید

 

پای یک خط تعالیم تو بانو! ولله

عمر صد مرجع تقلید به سر می آید

 

مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایین

چه بلایی به سر اهل هنر می آید

 

مانده ام لحظه ی پیچیدن عطر تو به شهر

ملک الموت پی چند نفر می آید؟!

 

حسن لطفی ... اشعار فاطمیه  - مرثیه

اشعار فاطمیه

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

***

دود بود و دود بود و دودبود

گل ميان آتش نمرود بود

شعله مي پيچيد برگرد بهار

خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار

يك طرف گلبرگ اما بي سپر

يك طرف ديوار بود و ميخ در

ميخ ياد صحبت جبريل بود

شاهد هر رخصت جبريل بود

قلب آهن را محبت نرم كرد

ميخ از چشمان زينب شرم كرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد

ميخ كم كم از خجالت سرخ شد

گفت با در رحم كن سويش مرو

غنچه دارد سوي پهلويش مرو

حمله طوفان سوي دود شمع كرد

هرچه قوت داشت دشمن جمع كرد

روز رنگ تيره ي شب را گرفت

مجتبي چشمان زينب را گرفت

پاي ليلي چشم مجنون مي گريست

ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست

جوي خون نه تا به مسجد رود بود

دود بود ودود بود و دود بود

غلامرضا سازگار ... اشعار فاطمیه - مرثیه

اشعار فاطمیه

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

***

این اشک نیست گشته روان از دو دیده ام
خون است بهر سرخی رنگ پریده ام

ماهم ولی چو صحنه شب گشته نیلگون
سروم ولی به سان نهالی خمیده ام
 
سنگینی اش بهم شکند چرخ پیر را
بار غمی که من به جوانی کشیده ام

حتی اجل نکرد عیادت ز حال من
با آنکه دل ز عمر ، ز دنیا بریده ام

از دود و آه من شده گردون سیه ولی
با اشک خود ستاره به کهسار چیده ام
 
تشییع من دل شب و قبرم نهان ز خلق
از این طریق پرده دشمن دریده ام
 
نشنیده ماند ناله و فریاد و شکوه ام
من کز رسول ، ام ابیها شنیده ام
 
رنجی که از تحمل آن عاجز است کوه
بر جان و تن به حفظ امامم خریده ام
 
شش ماهه ام شهید شد و پهلویم شکست
ز آن صدمه ای که از در و دیوار دیده ام

تاریخ شاهد است که من در ره علی
اول شهید داده و او شهیده ام

بی دست و پای «میثم» ای خاندان وحی
کز ابتدا ثنای شما بوده ایده ام

حضرت امام خمینی(ره) ... اشعار عید نوروز

اشعار عید نوروز

***

بادِ نوروز وزيده است به كوه و صحرا
جامه ی عـيد بپوشـند، چه شاه و چه گدا


بلبـلِ باغِ جـنان را نَبَود راه به دوسـت
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما


صـوفى و عـارف از اين باديه دور افتـادند
جام مِى گير ز مطرب، كه روى سوى صفا


همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زميخانه كنم رو به خدا


عيد نوروز مبارك به غنى و درويش
يار دلدار! زبتخانه درى را بگشا


گرمرا رَه به در پير خرابات دهى
به سروجان به سويش راه نَوَردم نه به پا


سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا

 

حسین رستمی ... اشعار عید نوروز

اشعار عید نوروز

***

تو نیستی و عید، ببخشید! عزای ما
اصلا صفا ندارد عزیزم برای ما

تو نیستی و خنده فراموشمان شده
برعکس بی تو آنقدر این اشک های ما ...

با ما که نیست ورنه همش گریه می کنیم
این شهر بسته است کمی دست وپای ما

حالا نمی شود که بیایی و با خودت
چیزی بیاوری شب عیدی برای ما

چیزی شبیه مرهمی از جنس عاشقی
چیزی شبیه تذکره ی کربلای ما

علی اکبر لطیفیان ... حضرت صاحب الزمان عجل الله

حضرت صاحب الزمان عجل الله


***

نشد بالهایِ مرا وا کـنی

مرا راهیِ آسمانها کـنی

نشد مثلِ مجنونِ در بادیه

مرا خانه بردوش لیلا کنی

نشد بعدِ توحید لبهایـتـان

مرا در قنوت شَبَت جا کـنی

بگیری نفسهای این مرده را

بگیری و کارِ مسیحا کنی

تَوَقع ندارم که بـنـشیـنی و

گُنَهکـاریم را تماشا کـنی

دل ما از اول ثباتی نداشت

تو حق داری امروز و فردا کـنی

تو عین ظهوری و من غائبم

دلم را تو باید که پیدا کـنی

بیا تا که با انتخابِ خودت

تمام مرا ملک زهرا کـنی

کاظم بهمنی ... حضرت صاحب الزمان عجل الله

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

رسیـده‌ام به چه جایی... کسی چـه می‌دانــد

رفـیــق گـریـه کجایی؟ کـسی چـه می‌دانــد

 

میـانِ مـایی و با مـا غـریبـه‌ای ...افسـوس

چه غَـفـلـتی! چه بلایی! کسی چه می‌دانـد

 

تـمـامِ روز و شـَبَـت را همـیشه تنهایی

«اسیرِ ثانیه‌هایی» کسی چه می‌دانـد

 

بـرای مـردم شهـری کـه با تو بد کردند

چگونه گـرمِ دعایی؟ کسی چه می‌دانـد

 

تـو خـود بـرای ظـهـورت مـصـمـّـمی اما

نـمی ‌شـود که بیـایی کسی چه می‌دانـد

 

کـسی اگر چه نداند، خدا که می‌دانـد

فـقط مُعَـطَـلِ مایی کسی چه می‌دانـد

 

اگـر صحـابـه نباشد فـرج که زوری نیست

تو جمعه جمعه می‌آیی! کسی چه می‌دانـد

 

علی اکبر لطیفیان ... حضرت صاحب الزمان عجل الله

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

غفلت از یار، گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد مَحَلش ندهند

عبـدِ آلوده شدن خــار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چـشمِ بیمـار شـده تار شـدن هـم دارد

هـمه با درد به دنبال طبـیـبی هـسـتیم

دوری از کویِ تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست

بَـد شـدن حـس دل آزار شـدن هـم دارد

آنقَـدَر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عـقـده تِـلـَنبار شدن هم دارد

از کریمان، فقرا جود و کرم می خواهند

لطفِ بسیار، طلبکار شدن هم دارد

نکـنـد مـنتـظر مـُردن مایی آقا ؟!

این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیـریم اسـیر غـم دنیـا هستـیـم

غـفـلت از یــار گرفتار شدن هم دارد

علی اکبر لطیفیان ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مدح

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

فاطمه پروانه ی مدارِ خودش بود

منحصراْ تحتِ اِنحصار خودش بود

 

فاطمه مخدوم خویش و خادم خویش است

کعبه خود بود و پرده دار خودش بود

 

نان کسی بر لبش حلال نباشد

فاطمه هر روز نان بیارِ خودش بود

 

روح خودش را گرفت و در تنِ خود ریخت

خلقتِ زهرا در اختیارِ خودش بود

 

گفت: اَنا مِن فاطمةُ ، فاطمه مِنّی

فاطمه پس سالها کنارِ خودش بود

 

اینکه ولایت چنین به نام علی شد

کار علی هم نبود، کار خودش بود

 

هیچ زمان رو نَزَد به غیرت شمشیر

تکیه ی زهرا به ذوالفقار خودش بود

 

نَه که بخواهد نبی مقام بگیری

بوسه به دستِ تو افتخار خودش بود

 

نیست عجب گر علی به خاک تو افتاد

چون که مزار تو نَه، مزار خودش بود

حدیث هفته - حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت زهرا سلام الله علیها:

فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة؛

 

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

(بحار الانوار، ج 43، ص 158)

مصطفی متولی ... حضرت فاطمةالزهرا سلام الله علیها - مرثیه

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

ز بی محلی همسایه های این کوچه
دلم گرفته شبیه هوای این کوچه

حسن بگو پسرم جای امن می بینی؟
کجا پناه بگیرم ، کجای این کوچه؟

بیا عزیز دلم تا به خانه راهی نیست
خدا کند برسیم انتهای این کوچه

از این مکان و از آن دست می شود فهمید
کبود می شوم از تنگنای این کوچه

رسید ، چشم خودت را ببند دلبندم
که پیر می شوی از ماجرای این کوچه

قباله ی فدکم را بده به من نامرد
نزن ، بترس کمی از خدای این کوچه

خدا کند که علی نشنود چه می گوئی
که آب می شود از ناسزای این کوچه

 

قاسم صرافان ... حضرت فاطمةالزهرا سلام الله علیها - مرثیه

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

سيلي آن روز به رويت چه غريبانه زدند
«آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند»


يک کبوتر وسط شعله تقلا مي‌کرد
«جرمش اين بود که اسرار هويدا مي‌کرد»


رسم اين است که پروانه در آتش باشد
«عاشقي شيوه‌ي رندان بلاکش باشد»


با گل و غنچه تو ديدي در و ديوار چه کرد؟
«ديدي اي دل که غم عشق دگر بار چه کرد»


کمر سرو در اين کوچه کمان خواهد شد
«چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد»


آه! هجده گل از آن باغ نچيديم و برفت
«باربر بست و به گردش نرسيديم و برفت»


تا در اين خانه گُلِ خنده‌ي زهرايم بود
«من ملَک بودم و فردوس برين جايم بود»


عمر کوتاه تو گنجايش دنيا را بس
«وين اشارت ز جهان گذران ما را بس»


خانه دوست کجا؟ صحن سپيدار کجاست؟
«اي نسيم سحر آرامگه يار کجاست؟»

 

محمد حسین رحیمیان ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مرثیه

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

بیتوته کرده درد به هر عضو جسم من

گشته است معدنی ز جراحات این بدن

دیگر کسی به خانه من سر نمی زند

ای مرگ لا اقل تو به من یک سری بزن !

از من نمانده است به جز استخوان و پوست

گم گشته است پیکر من بین پیرهن

تعظیم من به پیش علی (ع) شد همیشگی

دیگر مرا نیاز نباشد به خم شدن

آتش به جان خسته و پر درد می زند

این گریه های مخفی و بی هق هق حسن (ع)

لرزه نشانده بر بدنم وقت احتضار

آینده پر از غم این طفل بی کفن

قاسم صرافان ... حضرت فاطمةالزهرا سلام الله علیها

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

مائیم، ما، دو آینه‌ی روبروی هم

تابانده‌اند صورت ما را به سوی هم


تا خیره می‌شویم به هم با نگاهمان

وا می‌کنیم پنجره‌ها را به روی هم


من مردِ روزِ رزم و تو بانوی اشک شب

نوشیده‌ایم سرّ خدا از سبوی هم


سر خم نمی‌کنیم مگر پیش پای عشق

عالم نمی‌دهیم به یک تار موی هم


قرآن، نزول قدر تو؛ ایمان، قبول من

«یا ایها الذینِ» هم و «امنوا» ی هم


دریا ندیده است، نمی‌فهمد این کویر،

ما غرق می‌شویم چرا در وضوی هم؟


قهر است شهر با من و تو، مثل نی ببین

پیچیده بغض غربتمان در گلوی هم


آنها به فکر هیزم خشکند پشت در

ما خیره در نگاه تر و چاره جوی هم


نه دستِ بسته‌ام و نه بازوی خسته‌ات

طاقت نداشتند بیایند سوی هم


پروانه‌ها خوشند، اگر چه در آتشند

پر می‌کشند در دلشان آرزوی هم


یک روز ما دوباره شبیه دو آینه

می‌ایستیم رو به خدا روبروی هم

مهدی مومنی (تمار) ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مرثیه

حضرت زهرا سلام الله علیها

***

بانو سلام سوزش پهلوت بهترست

درد عمیق وکهنه بازوت بهترست

طرح جدید رخت قشنگت گمان کنم

با دانه دانه قرمز یاقوت بهترست

بااتشی که شعله ان قدکشیده است

ازچوب خشک ،اتش باروت بهترست

دروقت بردن بدن ضربه خورده ات

بانو حجاب وپوشش تابوت بهترست

وقتی به جرم گفتن حیدر شکسته ای

بانو قسم که گفتن یاهوت بهترست

بستر نشینیت دل او را شکسته است

پیش علی گرفتن جاروت بهتراست

خواهی خجالتی نشود از شما علی

پنهان کنی بنفشه برروت بهترست

 

با تشکر از شاعر گرانقدر جناب آقای "مهدی مومنی" برای ارسال این شعر به "سهیل عرب"

علی اکبر لطیفیان ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مرثیه

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

یک روز نه، دو روز نه، بلکه زمانی است

رویم کبود اتفاقی نگهانی است

این رنگ نیلی با تعددهای لکه

از مشتقات رنگهای ارغوانی است

دستاس آماده، تنور آماده امّا

کاری که بر می آید از من ناتوانی است

تا قدرت این دستهایم را بسنجم

سنگینی یک شانه هم خوب امتحانی است

من لاله می کارم، علی میچیند آن را

این روزها کار من و او باغبانی است

امروز هم مثل همیشه خانه دارم

امّا به جای خانه ام «چادر تکانی» است

ساعت به وقت شرعی شهر مدینه

یک روز تا هفتاد و پنج بی نشانی است

سید محمد جوادی ... حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها - مرثیه

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

***

جز مشت پر، ز بال کبوتر نمانده است

یعنی برای پر زدنش پر نمانده است

 

در پشت میله های قفس می رود ز دست

چندی دگر ز عمر کبوتر نمانده است

 

این مادر است نه ، نه همان مادر قدیم

غیر از کبودی از تن مادر نمانده است

 

زانوی خود گرفته بغل خوب روشن است

چیزی دگر به مردن حیدر نمانده است

 

صورت کبود و بازو و پهلو شکسته است

یک عضو سالم از همه پیکر نمانده است

 

یارب چه آمده سر پهلوی مادرم

جایی که جای سالمی از در نمانده است

 

آخر دعای اهل محل مستجاب شد

دیگر دلی به کوچه مکدر نمانده است

محسن عرب خالقی ... حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت زهرا سلام الله علیها

***

در چشمهای تو خدا را دید مولا

با تو به خود بر خلق می بالید مولا

در خانه ای که خشت خشتش از بهشت است

بوی خدا را از تو می بوئید مولا

از چشمه ی فیض شما ای کوثر ناب

هر روز جام عشق می نوشید مولا

با اشکهایت اشک او می شد سرازیر

با خنده هایت زود می خندید مولا

آن روز وقتی پشت در رفتی ندیدی

از غیرتش بر خویش می پیچید مولا

پشت خدا خم شد ز بار غصه وقتی

از درد بازوی تو می لرزید مولا

جبریل با خیل ملائک روصه خوانت

وقتی به قبر تو لحد می چید مولا

وقتی که سر می کرد زینب چادرت را

او را میان گریه می بوسید مولا

امروز بر خاک مزارت اشک مهدی ست

دیروز بر قبر تو می نالید مولا

يوسف رحيمي ... حضرت صاحب الزمان عجل الله

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

دلهاي ما لب تشنه‌ي باران نورت

چشم انتظار صبح زيباي ظهورت

 

مي باري عطر روشناي صبح دم را

بر جاده هاي شب زده وقت عبورت

 

ما را ببر با خود به ديدار خداوند

از سمت سهله جمکران، از کوه طورت

 

آقا اگر هم قلب ما از جنس سنگ است

شايد شود نيمه شبي سنگ صبورت

 

هر روز بين کوچه هاي فاطميه

لبريز ماتم مي شود چشم غيورت

 

صاحب عزا با واهمه مي خوانم امشب

مرثيه هاي مادرت را در حضورت

 

حس مي کني آن التهاب شعله ها را

لحظه به لحظه ، مو به مو ، صورت به صورت

 

هر روز قبر بي نشاني ندبه دارد

چشم انتظار صبح زيباي ظهورت

 

محمد فردوسی ... حضرت صاحب الزمان عجل الله

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

وقتی به روی شاخه ی دل،بر نداشتم

در سینه جز محبّت دلبر نداشتم

افسوس که فاصله افتاده بین ما

این قصّه را به جان تو باور نداشتم

تا خیمه ی وصال تو یا صاحب الزّمان

می خواستم که پر بکشم،پر نداشتم

سنگینی گناه پرم را شکسته است

در راه دیدنت قدمی بر نداشتم

خیلی گناه کرده ام آقا مرا ببخش

گویا که اعتقاد به محشر نداشتم

بیهوده نیست این که به جایی نمی رسم

فکری به جز عذاب تو در سر نداشتم

روی سیاه و موی سپید و قد کمان

از پیری ام نشانه ی دیگر نداشتم

عمرم گذشت و یک عمل نیک و ماندگار

حتی میان صفحه ی دفتر نداشتم

می خواستم که حداقل راضی ات کنم

جز اشک توبه هدیه ی بهتر نداشتم

از داغ عمّه ات چقدَر گریه می کنی

هر صبحگاه و ظهر و سحر گریه می کنی

قاسم صرافان ... حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه سلام الله علیها

***

و دانه ريخت بيايي کبوترش باشي

دوباره آينه‌اي در برابرش باشي

نه اينکه پر بکشي و به شهر او نرسي

ميان راه پرستوي پرپرش باشي

مدينه شهر غريبي براي فاطمه هاست

نخواست گم شده‌اي مثل مادرش باشي

خدا تو را به دل بی قرار ما بخشيد

و خواست جلوه‌اي از حوض کوثرش باشي

به قم رسيدي و گم کرد دست و پايش را

چو ديد آمده‌اي سايه‌ي سرش باشي

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

و تا هميشه تو ياس معطرش باشي

نگاه تو همه را ياد او مي‌اندازد

به چهره‌ات چه مي‌آيد که خواهرش باشي

خدا نخواست تو هم با جوادِ کوچکِ او

گواه رنج نفس‌هاي آخرش باشي

نخواست باز امامي کنار خواهر خود ...

نخواست زينبِ يک شام ديگرش باشي

حسن لطفی ... حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه سلام الله علیها

***

غمی میان دل خسته ام شرر دارد

دل شکسته ام اینگونه همسفر دارد

کبوتری که نشسته به روی ایوانم

دوباره آمده و از رضا خبر دارد

خیال غربت او می کشد مرا ، اما

دلم زغصه زینب غمی دگر دارد :

ز کاروان اسیران و خواهری تنها

که حلقه ای زیتیمان در به در دارد

ز مادری که سپر شد کبود شد خم شد

ز مادری که ز غم دست بر کمر دارد

زمادری که کنار سر دو طفلانش

ز کوچه های یهودی نشین گذر دارد

ز دختری که یتیم است و در تمامی راه

به سمت نیزه بابا فقط نظر دارد

ز دختری که به لکنت به عمه اش میگفت

بگو به دختر شامی که این ، پدر دارد

ز صوت ضربه سنگین سنگها فهمید

لبان خشک پدر زخم های تر دارد

سر پدر به زمین خورد و بین آن مردم

کسی نبود که سر را زخاک بردارد

وحید قاسمی ... حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه سلام الله علیها

***

 در سرد سیر شهر  دل، روح بهاری

در شوره زار سینه ی من چشمه ساری

میخواهی امشب بر کویر دیده گانم

با روضه هایت باغی از شبنم بکاری

سهم تو از ارث پدر، خونجگر بود

از کودکی در ماتم او سوگواری

منزل به منزل در پی دلدار رفتی

در دشت های عاشقی محمل سواری

داغ عزیزانت بلای جانتان شد

تو زخمی تیغ جفای روزگاری

تا مقصدت مشهد، دگر راهی نمانده

ای کاش می شد اندکی طاقت بیاری

می سوختی از آتش تب، بین بستر

دلخسته راضی به رضای کردگاری

باید بیاید دلبرت، باید بیاید

در آخرین ساعات هم امید واری

چشمان اشک آلوده ات را تا دم مرگ

یک لحظه هم از درب حجره بر نداری

نام رضا از روی لب هایت نیفتد

با اینکه رو به قبله و در احتضاری

تو یادگار دلبرت را مثل زینب

با گریه روی سینه ی خود می فشاری

دیگر مخور غم، چون سرت را ای کریمه

بر دامن زهرای اطهر می گذاری

مهدی نظری ... حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه سلام الله علیها

***

برای بار غمت سوگوار باید شد

تمام عمر از این غصه زار باید شد

برای خضرشدن در کنارصحن تو با

غلام و نوکر تو همجوار باید شد

نوشته اند برای زیارت زهرا

بسوی مرقد تو رهسپار باید شد

برای مثل سلیمان شدن فقط بی بی

به روی فرش حریمت سوار باید شد

برای اینکه امام رضا مرا بخرد

ز داغ روضه ات ابر بهار باید شد

ندیدی آخر کاری برادر خود را

از این مصیبت تو غصه دار باید شد

نوشته اند: کریمه، به مصحف نامت

به شوق دانه رسیدم دوباره بربامت

 

 این شعر در قالب ترکیب بند است به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

زندگینامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ... دانشنامه ی اهل بیت

 

زندگینامه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

***

 

 

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

....

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت را...

 

 جهت مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

نکته ... یک وظیفه شرعی ... اطلاع رسانی جلسه

اهمیت شرکت در انتخابات از دیدگاه مقام معظم رهبری

 

رای مقام معظم رهبری

مروری بر فرمایشات مقام عظمای ولایت در باره اهمیت انتخابات و مجلس:
یک نکته هم البته انتخاب نماینده ی دلسوز و مومن و علاقمند است، که آن هم مساله ی بسیار مهمی است. مردم باید کسانی را انتخاب کنند که به کانون های ثروت و قدرت متصل نباشند؛ کسانی باشند که واقعا مردم اینها را بخواهند ؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دینشان ، بر طبق وظائف انقلابی شان عمل کنند(قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه درباره انتخابات مجلس نهم (20/7/90))
حضور مردم در صحنه انتخابات یک کار الهی، سیاسی و انقلابی است که مردم باید آن را انجام دهند و با شرکت در انتخابات به فردی که رفتن او را به مجلس مصلحت می داند رای بدهد.(فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم (23/9/68))
مجلس شورای اسلامی یک مرکز اساسی انقلاب و مظهر ظهور اراده مردم در صحنه های گوناگون سیاسی و اجرایی است. لذا همان گونه که امام عظیم الشأن اسلام وصیت فرموده اند مردم باید انتخابات مجلس را همواره به عنوان یک مساله مهم در نظر بگیرند. (فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم (23/9/68))
سلامت نظام وابسته به سلامت مجلس است . یک مجلس سالم، قوی ، کار آمد، دارای اعضاء مومن و منطبق با ضوابط خواهد توانست پشتیبانی قانون نظام را به شکل صحیحی انجام دهد. (فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاء هیات مرکزی نظارت بر انتخابات (4/12/70))
بدانید انتخابات برای کشور، برای نظام، برای مردم، در همه ی دوره ها یک دستاورد بزرگ است. وضع مجلس در وضع عمومی کشور تاثیر گذار است . مجلس محور اصلی تصمیم گیری در کشور است. اینها همه اش اهمیت انتخابات را نشان می دهد. (قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه درباره انتخابات مجلس نهم (20/7/90))
در انتخابات، دو تا مسئله از همه مهمتر است: مسئله اول، حضور مردم، شرکت مردم- که بایستی وسیع و گسترده باشد- مسئله دوم، قانون گرائی در انتخابات، وفاداری به قانون، احترام به رای مردم (قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه درباره انتخابات مجلس نهم (20/7/90))

 

***

جلسه هفتگی هیئت حضرت قاسم بن الحسن(ع)
 
 مصادف با
 
 ولادت با سعادت امام حسن عسکری (ع)
 
*
پنجشنبه ۹۰.۱۲.۱۱
 
راس ساعت ۲۰:۳۰
 
خ وحدت اسلامی ، نرسیده به چهارراه وحدت اسلامی (شاهپور سابق) ، کوچه ی رشیدثانی
حسینیه حضرت قاسم ابن الحسن (ع)


علی اکبر لطیفیان ... حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه سلام الله علیها

***


جود و کرامت از کرمش جاودان شده

هر چه دخیل هست به سویش روان شده

جبریل هم اگر برسد در حریم او

حس میکند که وارد صحن جنان شده

او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است

در پشت آن جمال، جلالی نهان شده

از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است

دنیا چرا به "فاطمه " نامهربان شده

خواهر حریف هجر برادر نمیشود

بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده

با احترام آمد و با احترام رفت

هر آنچه شآن اوست در اینجا همان شده

دور و برش فرشته نگهبان معجرش

پس ما فدای زینب بی پاسبان شده

گاهی میان محمل نامحرمان شهر

گاهی میان محمل بی سایبان شده

***

شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد

شکر خدا برادر تو خیزران نخورد


یوسف رحیمی ... حضرت معصومه سلام الله علیها

 حضرت معصومه سلام الله علیها

***

آمدي و بهشت را با خود

به دل اين کوير آوردي

کوثرانه قدم زدي در شهر

خيرهاي کثير آوردي

 

آمدي و مشام هر کوچه

پر شده از شميم احساست

يادگاري مادرت زهراست

عطر نام تو، نفحه‌ي ياست

 

به لب مردمان غمديده

با حضورت تبسم آوردي

آمدي با فرشتگان از راه

آسمان را سوی قم آوردي

 

با تو بوي بهشت پيچيده

دم به دم در فضاي بيت النور

آسمان آمده به پابوسي

آمده تا حرای بيت النور

 

حرف رفتن که مي‌زني ناگاه

دل قم کوچه کوچه مي‌گيرد

يا کريمي که دل به تو بسته

از فراق تو آه مي‌ميرد

این شعر در قالب چارپاره است به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

محمد بیابانی ... حضرت امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

***

دوباره پای غزل سویتان دوان شده است

حروف واژه عشقم ترانه خوان شده است

ردیف و قافیه هایم فقط به ذوق شماست

که اینچنین همه همرنگ آسمان شده است

زبان رو به سوی قبله مانده طبعم

به جان رسیده و انگار پرتوان شده است

فضای آبی شعرم نثار مقدمتان

بهار هم به قدوم شما جوان شده است

نَمی ز بارش حُسن شما و آل شما

کتاب شعر و غزلهای شاعران شده است

فضای شعر، پر از لطف بی کرانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

این شعر در قالب ترکیب بند است به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

علی انسانی ...  حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) - مدح

به بهانه ی میلاد

 حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

***

کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته

صراط را ز همین راه مستقیم گرفته

تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله

که عطر مرقدت جنة النّعیم گرفته

گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی

سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته

همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت

که فیض باز شدن، غنچه از نسیم گرفته

برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت

به کف برات نجات خود از جحیم گرفته

همیشه عبد، حقیر است در برابر معبود

به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟

مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته

در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته

چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم

که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته

کسی که زائر تو شد، حسین را شده زائر

که رنگ و بو حرمِ تو از آن حریم گرفته


غلامرضا سازگار ...  حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) - مدح

به بهانه ی میلاد

حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

***

آفتاب فاطمه! چشم و چراغ اهل بیت

منشأ فضل و کرامت! صاحب لطف عمیم

هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

قبله ی دل! کعبه ی اهل ولایی! نی عجب

گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

در پی احیای دل کار مسیحا می کند

بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

شهر ری تا متّکی بر آستان قدس توست

تا قیامت نیستش از فتنه ی بیگانه بیم

نی عجب! گر سائل درگاهت از احسان کند

دامن طفل یتیمی را پر از درّ یتیم

چارمین نجل کریم اهل بیتی! می توان

هشت جنّت را ببخشایی به شیطان رجیم

لاله ی سرخ آورد از شعله ی سبزش برون

باد اگر خاک حریمت را برد سوی جحیم

طلعت نورانیت مرآت الله الصّمد

طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرّحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاه راه زائرت انّا هدیناه السّبیل

چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

کشور ایران سپهری کش تو عیسای مسیح

شهر ری چون طور سینا و تو موسای کلیم

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

این که من امروز می گردم به دور تربتت

مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

یافتم از تربتت این جا همان فوز عظیم

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

وحید قاسمی ... اشعار میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

امام حسن عسکری علیه السلام

***

ساقی بیاورید که بزمی به پا کنیم

ساغر بیاورید که قدری صفا کنیم

مطرب بیاورید که تا خط خویش را

از خط پیروان طریقت جدا کنیم

عمری نماز پشت سر شیخ خوانده ایم

حالا شبی به پیر مغان اقتدا کنیم

خواندم دعا به مسجد و حاجت روا نشد

یکبار بین میکده امشب دعا کنیم

یک خمره نه,دو خمره نه ,تا یازده رسید

ما آمدیم تا که زدل عقده وا کنیم

حالا که نام پاک تو اکسیر واقعیست

با ذکر یا حسن مس دل را طلا کنیم

وقتی که مرده را نگهت زنده میکند

با ید تو را مسیح پیمبر صدا کنیم

حریم و زیر دین نگاه تو رفته ایم

آقا چگونه قرض شما را ادا کنیم؟

حالاکه بی ولای توطاعات باطل است

باید نماز و روزه ی خودراقضا کنیم

فرموده اید شیعه به دوزخ نمی رود

پس هرچه خواستیم گناه و خطا کنیم؟!

وقتی به خاطر تو ،به ما شان می دهند

دیگر چه احتیاج که در دین ریا کنیم

زهرا اگراجازه دهد در بهشت هم

خدمت به خاندان شریف شما کنیم

تمار شهرعشق علی باش ای رفیق

تا اینکه پای دار غمش گریه ها کنیم

گیرم که تو حبیب نبودی , زهیر باش

تا اینکه زیر تیغ جنون جان فدا کنیم

در باب نوکری به مقامی نمی رسیم

تنها اگربه سینه زدن اکتفا کنیم

ما را غلام قصر خودت کن که در بهشت

شب های جمعه روضه برایت به پا کنیم

یوسف رحیمی ... اشعار میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام - مدح

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

***

خدا نهاده در اين چشم ها صلابت را

شکوه و هيبت و آقايي و سيادت را

براي اهل زمين آسماني از فيضي

ببار بر دلمان کوثر فضيلت را

به لطف گوشه‌ي چشم تو حضرت باران

خدا گشوده روي خلق باب رحمت را

مسيح آل محمد! بزرگ نصراني

چه خوب ديده کرامات چشمهايت را

چه کودکانه به عزم مصاف مي آيند

نگاه نافذ تو رام کرده خلقت را

ز دشمنان خودت هم دريغ ننمودي

زلال معرفت و زمزم هدايت را

تمام همتت اين بود که بفهماني

به شيعه سرّ بقا، معني ولايت را

چقدر گفتي از آن آفتاب پشت ابر

حکایت ولی و انتظار و غيبت را

خوشا کسی که دمی غائب از حضورش نیست

حجاب خود نشده بی نصیبِ نورش نیست

 

این شعر در قالب ترکیب بند است به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

علی اکبر لطیفیان ... حضرت زهرا سلام الله علیها - مدح

حضرت زهرا سلام الله علیها

*** 

 

هر که با زهراست احساس سخاوت می کند

« مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند»

دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است

هر که شد یکبار سائل کم کم عادت می کند

حضرت جبریل یک جلوه است ، ذاتا وحی را....

....فاطمه تا قلب پیغمبر هدایت می کند

فرشیان... نه عرشیان هم رو به او می ایستند

در میان خانه اش وقتی عبادت می کند

مرتضی بر فاطمه یا فاطمه برمرتضی !!!

کیست که بر دیگری دارد امامت می کند؟!

هرچه مولا مدح خود را کرد مدح فاطمه است

آینه از شان همتایش حکایت می کند

روز محشر که بیاید کار دست فاطمه است

مرتضی می ایستد ، زهرا قیامت می کند

***

رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است

رشته ای از چادرش ؟!....آری... شفاعت می کند

محمد حسین رحیمیان ... حضرت صاحب الزمان عجل الله

حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

حیف او که امام ما شده است

آبرو بخش نام ما شده است

حیف آن نامِ کیمیایی که

وقت غم ها کلام ما شده است

بانیِ اشک هایِ جمعه ی او

لقمه هایِ حرامِ ما شده است

خون به قلب سفید او کردن

عادتِ صبح و شام ما شده است

علتِ واقعیِ غیبتِ او

گنه ی خاص و عام ما شده است

اینقدر لافِ خدمتش نزنیم

لایقِ او کدام ما شده است؟

ما کجا و غلام او گشتن

کفتر پشتِ بامِ او گشتن

فاطمه وثوقی ... شعری برای حضرت امیرالمومنین علیه السلام - مدح

حضرت امیرالمومنین علیه السلام 

***

آقا سلام اذن ِ زیارت که میدهی؟

ازدورهم اجازه ی صحبت که میدهی؟

شاعربه دستهای کریمت امید بست

باواژه هاش عرض ارادت نموده است

این روزها زمین پراحساسی تازه است

این روزها تبلورِ احساسی تازه است

حتی ملائکه همگی صف کشیده اند

بااین حضورحس مضاعف کشیده اند

شوری شگفت دردل ِپیغمبر خداست

جبریل غرق ِمعنی دیوان لا فتاست

دیگر سکوت،همهمه هارا به هم زده

یک حرف ناب ثانیه هارا رقم زده

بَلِّغ به هرچه خلق رسول ِمبین ِما

ما اُنزِلَ اِلَیک شده ختم دین ما

نقش ِدودست روبه سماوات جای وحی

دیگر نترس واژه بیاور برای وحی

مولای من که جان ِپیمبر فقط تویی

تنها امیرِ اول و آخر فقط تویی

چاهی که دردهای تو درسینه داشته ست

یک عمردست روی دل ِمن گذاشته ست

در حرف ِاولت بخدا باز،مانده ام

با این همه ببین که درآغاز مانده ام

عالم هنوز گیج ِالفبای نام ِتوست

تفسیر کِی شوی که خدا درکلام توست

درسینه ای که کل ِسماوات درسجود

تنها علی شده به جهانش در ِ ورود

قرآن ِناطقی که برابر نداشته است

اَکمَلتُ دین که معنی دیگر نداشته است

یعنی که عالمی بحضورت قیام کرد

یعنی زمین بدون ِ تو سر برنداشته است

 

با تشکر از شاعره ی گرانقدر سرکار خانم  "فاطمه وثوقی" برای ارسال این شعر به "سهیل عرب"