عباس احمدی ... اشعار شب هشتم محرم، اشعار روضه علی اکبر علیه السلام

 اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

صبحت از داغ تو بابا جگری می خواهد

لب خشک از عطش و چشم تری می خواهد

آمدی باز سوی خیمه و با خود گفتم

نوجوانی ست که مهر پدری می خواهد

کاش می خواستم از تو دو زره برداری

این همه نیزه علی جان سپری می خواهد

نگران سر خود باش که این لشگر کفر

باز هم معجز شق القمری می خواهد

تیرها زودتر از من به تنت بوسه زدند

خُرد شد آینه ات شیشه گری می خواهد

نیست از جسم گلت چیز زیادی در دست

نه عبا، پارچه ی مختصری می خواهد

کاملاً یافت نشد هر چه تفحص کردیم

بردنت حوصله ی بیشتری می خواهد

باز کن چشم و ببین آمده پیشم زینب

قول صبر از پدر محتضری می خواهد

شاعر گمنام ... اشعار مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

***

كسي كه علت ايجاد شيث و شمعون است
قسم به حضرت زهرا رقيه خاتون است

بگو كه منكر دردانه حسين داند
به آيه آيه قرآن هميشه ملعون است

و منكران مقامش شبيه ابليسند
"اگر عمارت فقه اند تازه تاسيسند"

و گر كه چله نشينند به مسجد الاقصي
براي لحظه به لحظه اش گناه بنويسند

دخيل دست عطايش هزار قارون است
كسي كه شيعه به او تا هميشه مديون است

و آن مكان كه معروف به قاب قوسين است
در آرزوي قدوم رقيه خاتون است

محمد حسین رحیمیان ... اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

 اشعار میلاد دردانه ی اباعبدالله

حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها

***

رفت خورشید ز رو وقت درخشیدن تو

ماه بیچاره شد از موقع تابیدن تو

کاشف الکرب حسین(ع) بعد عموجان هستی

می رود غم ز دلش در عوض دیدن تو

چه قدر در دل دریای عمو جاداری

نشود خسته ابالفضل(ع) ز بوسیدن تو

خنده بر صورت زهرایی تو می آید

عمه ات هست فقط عاشق خندیدن تو

علی ِ اکبر و عباس  و حسین و زینب

آب گردد دلشان موقع رنجیدن تو

مهریان دختر ارباب گدایی به خدا

دست خالی نرود موقع بخشیدن تو

کودک و این همه اوصاف و جلال و جبروت

به خدا نیست غلط معجزه نامیدن تو

محشری ، معجزه ای ، بی بدلی غوغایی

دختری نیست به اندازه تو بابایی 

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

شاعر گمنام ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

با اين هجوم، وقتِ تماشا نميشود

گيرم كه هست، قسمت ماها نميشود

 

عرش و بهشت گِرد سرش چرخ ميزنند

با اين حساب نوبت دنيا نميشود

 

جبريل در تمامي عمرش نديده بود

در ازدحام اين همه دل جا نميشود

 

با اكبر و سكينه و سجاد و اين بهار

باباتر از حسين كه پيدا نميشود

 

پيداست از نگاه حسين و صداي او

زيباتر از شنيدن بابا نميشود

 

شكر خدا كه حضرت ارباب بعد از اين

دلتنگ روي حضرت زهرا نميشود

 

عباس هم ز ديدن او دل نميكَنَد

از گفتن عزيز عمو دل نميكَنَد

متن کامل این شعر را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

وحید محمدی ... اشعار ولادت حضرت رقیه بنت الحسین سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

سلام ما به حضور مطهّرت خاتون

درود ، دختر ارباب عشق و زیبائی

سلام روشنی چشمهای ثارالله

درود آبی بی انتهای دریائی

 

خوش آمدی و قدم رنجه کردی ای خاتون

و غصّه را ز دل نا امید ما بردی

تو آمدی و شب سوّمم مجزّا شد

مرا به مُحرِمی خانه ی خدا بردی

 

به روی دست تمامی خانه می چرخی

تمام خانه پر از شور و غرق احساس است

به روی دست علی اکبری و می خندی

چه قدر خنده ی تو دلنشین عبّاس است

 

منم که تاج گدائی تو به سر دارم

توئی که دست ترحّم براین سرم داری

منم که خسته ام و بال من شکسته شده

توئی که پیش خودت مرهم پرم داری

 

شبیه فاطمه ای و همیشه اهل کرم

یتیم و سائل و در بند هم گدای شما

حساب دفتر لطفت ، پر از کرامت هاست

و باید از تو بخواهم برات کرببلا

 

به طبع خسته ی من خرده ای نگیر ای نور

که بال پر زدنم زخمیِ ِ غروب شماست

هنوز هم که هنوز است چشم خونباری

مقیم بارش باران عصر عاشوراست ...

سید مهدی قمی ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

امشب نسیم عشق درعالم وزیده است

شهدجنون به کام دل ماچکیده است

 

مستی خودش شده است خراب شراب ما

عقل ازسرتمامی مستان پریده است

 

امشب فرشته از سربازار آسمان

صدهدیه بهر دیدن دلبرخریده است

 

حال وهوای عرش خدا داده برزمین

گویاکه شاهکار دگرآفریده است

 

تاکوچه های شهرمدینه به شوق وشور

مامور وحی دلشده باسر دودیده است

 

گویادوباره سوره کوثرشده نزول

گویادوباره حضرت زهرا رسیده است

 

خورشید عشق بر رخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

مسعود اصلانی ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

 

دوره ي غربت دلم سر شد

آسمان و زمين منور شد

 

حال و روز خراب ديروزم

با کرامات عشق بهتر شد

 

دام و دانه نشان من دادند

خود به خود اين دلم کبوتر شد

 

مثل يک آسمان باراني

چشمم از شوق مقدمي تر شد

 

بار ديگر حسين بابا شد

و عروس مدينه مادر شد

 

دختري را که عمه بوسيده

روي دست حسين خوابيده

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

مهدی نظری ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها - مدح و مرثیه

 اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

ستاره چون گل سر بود روي گيسويش

حسين فاطمه را مست گرده از بويش

 

ملائكه همه خيل سپاه او هستند

فرشته ها همه هستند خادم كويش

 

اگركه عشق علي جاري است در رگهاش

نشان قدرت مولاست روي بازويش

 

زبان اوست كه دارد نشان تيغ علي

جمال حضرت زهرا نشسته بر رويش

 

رقيه بود كه نامش يزيد را لرزاند

هلال ماه محرم هلال ابرويش

 

دوگوشواره او هديه علي اكبر

وهديه هاي عمو بود هر النگويش

 

بدور ماه رخش جبرئيل مي گرديد

وهركه خورد به چشمش خليل مي گرديد

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

یوسف رحیمی ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها - مدح و مرثیه

 اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

دختری آمد از قبیله ی نور

نذر راهش سبد سبد احساس

صورتش مثل قاب نرگس بود

سیرتش روح صد گلستان یاس

*

هر فرشته که می رسید از راه

یا اگر جبرئیل می آمد

به پر روسری گلدارش

تا ببندد دخیل می آمد

*

هر سحر بوسه می گرفتند از

مقدمش کاروانی از خورشید

یاسها چلچراغ ایوانش

با همان بالهای سبز و سپید

*

تا که لب را به خنده وا می کرد

دل هر ماهپاره را می برد

هر دلی را به لطف لبخندش

به خدا تا خود خدا می برد

*

ساره ، آسیه ، هاجر و مریم

زائر هر شب نگاه او

و شکوه تمام این دنیا

گرد و خاک غبار راه او

متن کامل این چارپاره را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

مجید تال ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

داشت آن روز زمین قصه ای از سر میخواند

قصه ی دیگری از یاس معطر می خواند

رخ مولود چنان با رخ مادر میخواند

که پدر زیر لبی سوره ی کوثر میخواند

خانه غوغا شده ،انگار زمان برگشته

نکند حضرت زهرا(س) به جهان برگشته

نه فقط دور و بر خانه ی او همهمه است

عرض تبریک به ارباب برای همه است

زینب(س) آیینه به کف بر لبش این زمزمه است

به خدا خون علی(ع) در رگ این فاطمه(س)است

دختری که نفسش جلوه ی زهرا(س) دارد

پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد

فاطمه(س) پر زده اما برکاتش باقی است

راه باز است ببینید صراطش باقی است

هم خدا هست هم این قوم حیاتش باقی است

حال اگر نیست پیمبر(ص) صلواتش باقی است

کار خورشید به ناخواه درخشندگی است

کار هر لحظه ی این طایفه بخشندگی است

 

متن کامل این شعر را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

غلامرضا سازگار ... اشعار حضرت رقیه سلام الله علیها - مدح و مرثیه

اشعار مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

***


گر چه طفلم به خدا بانوی ملک دو جهانم
یم رحمت شده هر قطره ای از اشک روانم
عظمت، فتح، ظفر سایه ای از قد کمانم
ابر سیلی است نقاب رخ همچون قمر من
چادر عصمت زهراست همانا به سر من

زده از پنجة دل دخت علی شانه به مویم
جای گلبوسة زهرا و حسین است به رویم
مهر را مُهر نماز آمده خاک سر کویم
گه در آغوش پدر، گاه سر دوش عمویم
پای تا سر همه آیینة زهراست وجودم
شاهدم این قد خم گشته و این روی کبودم

اشک من خون شده و در رگ دین گشته روانه
گل داغم زده در باغ دل عمه جوانه
همه جا گشته عزا خانة من خانه به خانه
شده از اجر رسالت بدنم غرق نشانه
خارها بود که می رفت فرو بر جگر من
پدرم از سر نی دید چه آمد به سر من

متن کامل این شعر را در اینجا ملاحظه کنید

ادامه نوشته

مصطفی متولی ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

 

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

این کیست که بهشت شده رو نمای او

قصری هزار آینه شد سرسرای او

 

آمیخته به عصمت و توحید و معرفت

زرّینه خشت محکم اول بنای او

 

بانوی ماهتاب دمیده است تا فقط

هنگام خواب قصه بگوید برای او

 

سمت نگاه مشرقی اش صبح دائم است

خورشید سالهاست نشسته به پای او

 

عطر هزار باغچه گل در ترنّمش

شهر بهار ساکن سبز هوای او

 

آئینه تداعی لبخند فاطمه است

انگار روبرو شده با خنده های او

 

وقتیکه از سپر مدینه طلوع کرد

خورشید زندگانی خود را شروع کرد

 

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

محمد ناصری ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

دوباره فاطمه ای پای در رکاب زده

کرشمه کرده طعنه به ماهتاب زده

 

برای آن که مبادا نظر کنند او را

حسین فاطمه بر چهره اش نقاب زده

 

مسیر آمدنش را زد عمه جان جارو

به اشک شوق عمو، خاک کوچه آب زده

 

بگو به ماه فلک دیده ی حسودت کور

که بوسه بر روی این ماه آفتاب زده

 

سه سال آمد و پر زد از آن زمان تا حال

فلک به خاطر رؤیاش سر به خواب زده

 

سروده شد غزل عاشقانه ی ارباب

رسید باب حوائج به خانه ی ارباب

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

محمد بختیاری ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

دامن شب ستاره باران است

جلوه‌اي از خدا نمايان است

كودكي آمده كه گيسويش

شرح واليل و قدر قرآن است

ليلي ايل سبز خورشيد است

آيه‌هاي قدش فراوان است

هركسي دل نداده بر دستش

روز محشر بدان پشيمان است

برتر از فهم و درك انسان‌هاست

خادم خادمش سليمان است

خشت اول به نام او نشود

خانه از پايبست ويران است

آمد آيينه‌ي جمال و جلال

دستگير اي مُحَوِّلُ‌الاَحوال

شاعر گمنام ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها

***

هر که از عشق رنگ و بو دارد

هر چه هم باشد آبرو دارد

گر چه از عشق بارها گفتند

باز هم جای گفتگو دارد

بردن نام عشق جایز نیست

جز بر آنکه لبش وضو دارد

کیست این خانم سه ساله ی عشق

که پدر هم هوای او دارد

هر چه کردم مرا دمشق نبرد

دل من نیز آرزو دارد

نه مگر می شود بغل نشود

نه مگر می شود عمو دارد

وچند غزل دیگر از شاعر گمنام را در اینجا بخوانید

اگر شاعر این اشعار را می شناسید به سهیل عرب اطلاع دهید

ادامه نوشته

سید مجتبی شجاع ... اشعار مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

رباعیات مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

***

خاك قدم رقیه باشی عشق است

زیر علم رقیه باشی عشق است

با مهدی صاحب الزمان از ره لطف

یك شب حرم رقیه باشی عشق است

***

هر جا سخن از رقیه جان می آید

صوت صلوات عرشیان می آید

در مجلس این سه ساله من معتقدم

عطر خوش صاحب الزمان می آید

***

امشب كرم رقیه را می بینیم

خیر قدم رقیه را می بینیم

این حرف تمام عاشقان است حسین

پس كی حرم رقیه را می بینیم

***

در محفل عشقتان ادب آوردم

غم از دلتان برده طرب آوردم

یادت نرود یك صلواتی بفرست

تا نام رقیه رابه لب آوردم

حسین فطرس ... اشعار میلاد حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار مدح حضرت رقیه سلام الله علیها

***

بر طاق جنّان حك شده سیمای رقیه

خورشید كمی از رخ زیبای رقیه

مهتاب كه شب ها دل عالم برباید

یك نور ز رخسارِ دل آرای رقیه

دل در حرمش سجده كنان حلقه به گوش است

چون منتظرِ بخشش فردای رقیه

گر هر دو جهان ابر شوند اشك بریزند

یك قطره ز هر آبله ی پای رقیه

من كس نگذارم به دلم پای گذارد

زیرا كه حریم دلِ من جای رقیه

گر سبزترین ارض خدا را كه ببینی

آراسته با سبزیِ دیبایِ رقیه

او راه رود اهلِ حرم مستِ نظاره

این اشكِ حسین از قد و بالای رقیه

هر كرده ی او آیینه ی حضرت زهرا

این وجه شرر بر دلِ بابای رقیه

با این كه غم كرب و بلا سخت گران است

سنگین تر از آن ناله و غم های رقیه

هر انس و ملك تشنه ی یك خنده ز رویش

روح همگان صفحه ی سودای رقیه

شیخ رضا جعفری ... حضرت رقیه سلام الله علیها

حضرت رقیه سلام الله علیها

*

قرار بود که یک ابر بیقرار شود

در آسمان بوزد مدتی بخار شود

 

سه سال بعد بیاید سه بار پی در پی

ببارد و برود ، کوه ، نو نوار شود

 

و زندگی بکند مثل این همه دختر

و عقد دائم یک مرد خواستگار شود

 

قرار بود همین دامنی که میبینید

بجای اینکه بسوزد و پر غبار شود

 

فقط برای لباس عروسی اش باشد

نه که کفن شود و زینت مزار شود

 

و در ادامه ی سیر تکاملی خودش

الهه ی حرم رب روزگار شود

 

قرار بود ، ولی نه بداء حاصل شد

که او عروسک زنجیر نابکار شود

 

خدا نخواست عروسی کند بزرگ شود

خدا نخواست که خانوم خانه دار شود