حامد ظفر ... اشعار مدح امام علی علیه السلام

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

باز مرغ غزلم میل پریدن دارد

تا به ایوان نجف شوق رسیدن دارد

نمک سفره ام از حضرت زهراست ولی

باده از دست یدالله چشیدن دارد

آتش عشق تو افتاد به خار و خس دل

پس بدم دم به دم این شعله دمیدن دارد

همه ذرات جهان گرد علی می گردند

این طوافیست به والله که دیدن دارد

تکیه بر کعبه بزن وارث شمشیر دو دم

اشهد و ان علی از تو شنیدن دارد

ظفر از عشق علی سینه سپر باید کرد

تا علی هست به دل ... قلب تپیدن دارد

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر "حامد ظفر" برای ارسال این شعر به

سهیل عرب

عباس احمدی ... اشعار مدح حضرت علی  علیه السلام

اشعار عید سعید غدیر

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

سنگ است دلم عشق علي سنگ نوشته

مي‌سوزم از اين عشق چو اسفند برشته

با جوهر اشك و قلم بال فرشته

بر لوح دل خسته ام اين جمله نوشته:

جز مهر علي در دل من خانه ندارد

"كس جاي در اين خانه ی ويرانه ندارد"

ما از مي مرد افكن اين ميكده مستيم

شاديم كه پيمانه و پيمان نشكستم

تا عشق علي هست در اين ميكده هستيم

پس خورده نگيريد كه ما باده پرستيم

هشدار كه نوشيدن اين باده مجاز است

"المنت لله که در میکده باز است"

فهميدم از اين راز كه در كعبه شكاف است

هرجا كه بود نام يدالله مطاف است

اين گفته نه بيهوده و اين دم نه گزاف است

در روز جزا شيعه‌ات از نار معاف است

چون غير علي در دو جهان هيچ نديدند

"مردان خدا پرده ی پندار دريدند"

تا نام تو پيچيد در آن شبه جزيره

شد پاك از اين خاك گناهان كبيره

زد چنگ به دامان تو هر ايل و عشيره

شد ثابت و سيار در اوصاف تو خيره

جز ساقي كوثر ز كسي جام نگيريم

"ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم"

متن کامل این شعر را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

هادی جانفدا ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت علی  علیه السلام

اشعار عید سعید غدیر

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

باید به همان سال دهم برگردیم

با بیعت در غدیر خم برگردیم

تا سوز عطش نکشته ما را باید

تا برکه ی اکملت لکم برگردیم

**

هرجا که غدیر رفته باران رفته

جنگل به کویر و کوهساران رفته

هر جا که امام هست در مکتب او

حیوان هم اگر آمده انسان رفته

**

این بغض هنوز سر به شورش دارد

این چشم هزار چشمه جوشش دارد

این زخم هزارو چارصد ساله ما

اندازه زخم تازه سوزش دارد

**

بر جای بماند از تو یک رد کافیست

از عشق نشانه ای در این حد کافیست

درک تو فقط حد رسول الله است

یک شیعه اگر تو را بفهمد کافیست

متن کامل این شعر را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

کاظم بهمنی ... اشعار مدح حضرت علی  علیه السلام

 اشعار عید سعید غدیر

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

من كه دائم پاي خود دل را به دريا مي زنم

پيش تو پايش بيفتد قيد خود را مي زنم

كعبه اي در سينه ام دارم كه زايشگاه توست

از شكاف كعبه گاهي پرده بالا مي زنم

اين غبار روي لبهام از فراق بوسه نيست

در خيالم بوسه بر پاي تو مولا مي زنم

از در مسجد به جرم كفر هم بيرون شوم

در ركوعت مي رسم خود را گدا جا مي زنم

اينكه روزي با تو مي سنجند اعمال مرا

سخت مي ترساندم لبخند اما مي‌زنم

من زني را مي شناسم در قيامت… بگذريم

حرف‌هايي هست كه روز مبادا مي زنم

علیرضا خاکساری ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت علی  علیه السلام

 اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

شعر من از کرم اوست که ارزش دارد

این جهان از قدم اوست که ارزش دارد

هیئت ام با علم اوست که ارزش دارد

خادمی حرم اوست که ارزش دارد

باز مست از می صهبای غدیرم کردند

عمری است بر در این خانه اسیرم کردند

خواستم مدحیه های علوی بنویسم

عامیانه ولی بین المللی بنویسم

خواستم از دم عشق ازلی بنویسم

در دل خود صد وده بار "علی" بنویسم

مرتضی کیست که عالم همه دیوانه ی اوست ؟؟

این چه شمعی ست فقط فاطمه پروانه اوست ؟؟

خبر آمد که آقای غدیرش کردند

و به فرمان خداوند وزیرش کردند

به ید احمد مختار امیرش کردند

و مرا تا ابدالدهر اسیرش کردند

غم ندارم به رسول مَدَنی نائب هست

غصه ای نیست عَلیِ بنِ اَبیطالِب هست

گوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگو

همه را جمع کن و در وسط راه بگو

برو بر منبر و با یک دل آگاه بگو

" اَشهَدُ اَنَّ عَلیً وَلیُ الله "بگو

تو بگو تا همگان بشنوند این اَشهد را

تو بگو تا بشناسند ولی ایزد را

مثل امروز همه مالک و عمار شدند

دست در دست علی با نفسش یار شدند

عده ای سخت از این واقعه بیزار شدند

از همان اول کاری چو سگی هار شدند

تا قیامت به دو رویان لجن لعنت باد

به ابوبکر و عمر - نعره بزن - لعنت باد

بعد پیغمبر اسلام ولایت دارد

او به جن و ملک و انس امامت دارد

اوست که بعد نبی حق خلافت دارد

در دل مرد و زن شیعه اقامت دارد

چقدر بیعت با شیر خدا شیرین است

هر کسی منکر حیدر بشود بی دین است

به خدا دلبر دلهاست تعجب نکنید

بخدا شاه دو دنیاست تعجب نکنید

آری او شافع فرداست تعجب نکنید

همه ی هستی زهراست تعجب نکنید

اَسَدُالله ست علی ، کور شود چشم حسود

وَ یَدُ الله ست علی ،کور شود چشم حسود

وسط معرکه ها هم قدمش نیست که نیست

گفته حاتم که رقیب کرمش نیست که نیست

بشری نیز حریف قلمش نیست که نیست

بیرقی هم به شکوه علمش نیست که نیست

هرکه هرجا که رسیده همه ، کارِ علی است

به خداوند قسم که " همه کاره " علی است

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر "علیرضا خاکساری" 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت علی  علیه السلام

اشعار عید سعید غدیر

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

جبریلی و هر آینه عرش است کنارت

ماتند همه از پر معراج مدارت

ما چاره نداریم به غیر از سر تسلیم

آهو چه کند با نفس شیر شکارت

با بودن تو بودن خورشید زیادی است

جز اینکه بگویم شده شمع مزارت

تو عرش نشینی و گهی کوفه می آیی

قربان همین سر زدن گاه گدارت

ما را به دو ابروت بمیران و پس از آن

ای شاه نداریم دگر کار به کارت


من دست به دامانم و تو دست به خیری

پس رد شو به دستم برسد گرد و غبارت


تو رب منی و همه ی ایل و تبارم

ما عبد توایم و همه ی ایل و تبارت

سنگینی این کفّه ی ما از کرم توست

با مثل تو ای دوست چه خوب است تجارت

در عشق بنا نیست که میثم شده باشم

سلمان تو هم آخرش افتاد به دارت

موسی بن ابیطالبی و دوره به دوره

از طور به سمت نجف افتاد گذارت

در طالع امسال برایم بنویسید :

یکروز نجف باشم و یکروز کنارت

وحید قاسمی ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت علی  علیه السلام

اشعار عید سعید غدیر

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

درظهر غدير تا كه موساي نبي

بوسه به رخ منور هارون زد

چشمان حسودان و بخيلان عرب

از شدت غم ، از حدقه بيرون زد

**

از مشرق دستهاي پر مهر نبي

خورشيد ولايت و امامت تابيد

با شوق ملائك همه فرياد زدند:

« تا كور شود هر آنكه نتواند ديد»

**

فرمود نبي به امر معبود وَدود

بر امت من علي امام است امام

اين مژده ي من به شيعيانش، دوزخ

بر شيعه ي مرتضي حرام است حرام

**

گُل كرد سپيده ي تبسم به لبش

تا آيه ي «اكملتُ لكُم» نازل شد

فرمود: خوشا به حالتان اي مردم

با حُب علي دين شما كامل شد

متن کامل این شعر را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

یاسر مسافر ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

یا مظهرالعجائب دنیا ابالحسن

یا ایهالعزیز خدا ، یا ابالحسن


وقتی غلام حلقه به گوش حسن شدم

بهتر بود صدات زنم با ابالحسن


اول کلام یاد گرفته زمادرم

مولای توست حضرت آقا ابالحسن


محشر که گفته اند به ما از هراس آن

راحت توان گذشت ولی با ابالحسن


اعجاز گونه منحصری مثل لم یلد

همچون خدای یکه و تنها ابالحسن


از نوع بهترین عبادات نام توست

ذکر قنوت زینب کبری ابالحسن


این افتخار بس که مرا مقتدا تویی

ای مقتدای ام حضرت زهرا ابالحسن


تنها نخوانده اند شما را ابوتراب

خورشید و آسمانی و دریا ابالحسن


در خلقت تو هرچه تأمل نموده ام

راهی نبود غیر معما ابالحسن


میزان محشری و صراط قیامتی

حرف و حدیث آخر عقبا ابالحسن

 

محمد علی بیابانی... اشعار عید غدیر و مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

ما از قدیم شهره افلاک گشته ایم

زمزم نخورده ایم ولی پاک گشته ایم

قالو بلی نگفته اسیر کسی شدیم

آری به پای مقدم او خاک گشته ایم

ما را درون ظرف ولا نرم کرده اند

آنجا جدا ز هر خس وخاشاک گشته ایم

ما خاک بوده ایم ومبدل به گل شدیم

با قطره های کوثر نمناک گشته ایم

با نام او خدا به گل ما دمیده است

قدریم و برتر از همه ادراک گشته ایم

با لطف حق ز عالمیان سر شدیم ما

از شیعیان حضرت حیدر شدیم ما

اول تو نوربودی وشمس الضحی شدی

با نام خویش زینت عرش خدا شدی

میخواست تاکه مثل خودش در زمین نهد

تو آمدی و آینه کبریا شدی

پای تو حیف بود که روی زمین رسد

کعبه شکاف خورد و درآن پاگشا شدی

جنگیدی و خدا به تو لاسیف گفته است

یعنی که تو برای خدا لافتی شدی

بلغ رسول آمد و اکمال دین نمود

تو جانشین شدی وصی مصطفی شدی

بعد از نبی امیر همه مؤمنین شدی

اما غریب گشتی و خانه نشین شدی

بی تو قلم به صفحه انشا نمی رود

هر قطره چکیده به دریا نمی رود

متن کامل این ترکیب بند را در اینجا بخوانید

ادامه نوشته

شیخ رضا جعفری ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

 اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

این صدای گرد و خاک بال کیست؟
این تلاطم های موج یال کیست؟
اولین بار است میخواند سرود!!
آخرین بار است می آید فرود
آمد و شوقی شد و در سینه ریخت
برسرم بارانی از آئینه ریخت
بند تسبیحم برایش دانه شد
مسجد قلبم کبوترخانه شد
آیه ای آورده سنگین و ثـقیل
زیر این آیه تلف شد جبرئیل
آیه ای از حضرت قدوس خم
شیعیان ، الیوم اکملت لکم

***

آیه ای آورد و خود پرواز کرد
باب عشق و عاشقی را باز کرد
آیه اش ظرفیت سی جزء بود
وه که هم اعجاز و هم ایجاز کرد
می شود با گفتن یک واژه اش
یک صد و ده مرتبه اعجاز کرد
می شود با خواندنش جبریل شد
سینه ی هفت آسمان را باز کرد
گفت باید از همین ساعت به بعد
روز را با یا علی آغاز کرد
گفت و گفت و گفت از حمد خدا
با عبارات و اشاراتی رسا

***

گفت حمد آن که باران آفرید
از کویر و ابرها نان آفرید
استجابت را شبیه آب کرد
آه را از پشت طوفان آفرید
شیعه ی خورشید ، یعنی ذره را
آفرید اما فراوان آفرید
از نکاح اسم رحمن و رحیم
طفل اقیانوس امکان آفرید
بعد از آن که شانه ای بر باد داد
حال دریا را پریشان آفرید
خود نمایی کرد بر جن و ملک
حیدری از جنس انسان آفرید

مهدی رحیمی ... اشعار عید سعید حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

اشعار عید سعید غدیر

اشعار مدح مولا امیرالمومنین علی علیه السلام

***

چوشهر علم نبی گشت در علی بشود

بدا به حال هرآن کس که بر علی بشود

غدیر صحنه ی اوج ولایت است ببین

پیمبر آمده از هر نظر علی بشود

خدا شود به خداونداگر که یک پله

از این که هست علی بیشتر علی بشود

چه محشری شده برپا به روی بار شتر

حساب کن که نبی ضرب در علی بشود

در این معادله اصلا درست هم این است

خبر رسان که نبی شد خبر علی بشود

نه اینکه نام علی حافظ ابوالبشر است

قرار بود دعای سفر علی بشود

تبر به دست اگر بت شکن شد ابراهیم

نبی ست بت شکن اما تبر علی بشود

چه در غدیر چه در خیبر و چه در محشر

فرار هست فقط یک نفر علی بشود

به غیر فاطمه آن هم نه درتمام جهات

نمی شود که کسی این قدر علی بشود

فقط برای حسین است این فضلیت که:

پدر علی و هرآنچه پسر علی بشود

نه هر جدال که در اوج جنگ کرب و بلا

حسین تر شود عباس تر:علی بشود

چه در زمان نبی و چه در دل محراب

همیشه باعث شق القمر علی بشود

مرتضی امیری اسفندنه ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

صداي كيست چنين دلپذير مي‌آيد؟
كدام چشمه به اين گرمسير مي‌آيد؟

صداي كيست كه اين گونه روشن و گيراست؟
كه بود و كيست كه از اين مسير مي‌آيد؟

چه گفته است مگر جبرييل با احمد؟
صداي كاتب و كلك دبير مي‌آيد

خبر به روشني روز در فضا پيچيد
خبر دهيد:‌كسي دستگير مي‌آيد

كسي بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گيري طفل صغير مي‌آيد

علي به جاي محمد به انتخاب خدا
خبر دهيد: بشيري به نذير مي‌آيد

كسي كه به سختي سوهان، به سختي صخره
كسي كه به نرمي موج حرير مي‌آيد

كسي كه مثل كسي نيست، مثل او تنهاست
كسي شبيه خودش، بي‌نظير مي‌آيد

خبر دهيد كه: دريا به چشمه خواهد ريخت
خر دهيد به ياران: غدير مي‌آيد

به سالكان طريق شرافت و شمشير
خبر دهيد كه از راه، پير مي‌آيد

خبر دهيد به ياران:‌دوباره از بيشه
صداي زنده يك شرزه شير مي‌آيد

خم غدير به دوش از كرانه‌ها، مردي
به آبياري خاك كوير مي‌آيد

كسي دوباره به پاي يتيم مي‌سوزد
كسي دوباره سراغ فقير مي‌ايد

كسي حماسه‌تر از اين حماسه‌هاي سبك
كسي كه مرگ به چشمش حقير مي‌آيد

غدير آمد و من خواب ديده‌ام ديشب
كسي سراغ من گوشه گير مي‌آيد

كسي به كلبه شاعر، به كلبه درويش
به ديده بوسي عيد غدير مي‌آيد

شبيه چشمه كسي جاري و تبپنده، كسي
شبيه آينه روشن ضمير مي‌آيد

علي (ع) هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد

به سربلندي او هر كه معترف نشود
به هر كجا كه رود سر به زير مي‌آيد

شبيه آيه قرآن نمي‌توان آورد
كجا شبيه به اين مرد، گير مي‌آيد؟

مگر نديده‌اي آن اتفاق روشن را؟
به اين محله خبرها چه دير مي‌آيد!

بيا كه منكر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قيامت اسير مي‌آيد

بيا كه منكر مولا اگر چه پخته، ولي
هنوز از دهنش بوي شير مي‌آيد

علي هميشه بزرگ است در تمام فصول
امير عشق هميشه امير مي‌آيد...

نصرالله مردانی ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام

اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

قسم به جان تو اي عشق اي تمامي هست
كه هست هستي ما از خم غدير تو مست

در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست
كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر كه نبود
به خمسراي ولايت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو كوثري بهشتي بود
كه بر ولاي تو دل بسته بود صبح الست

در آن ميانه كه مستي كمال هستي بود
به دور سرمدي‌ات هر كه مست شد پيوست

بساط دوزخيان زمين ز خشم تو سوخت
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشك تو بر گونه زمان جاري‌ست
ز بس كه آه يتيمان، دل كريم تو خست

ز حجم غربت تو مي‌گريست در خود چاه
از آن به چشمه چشمش هميشه آبي هست

هنوز كوفه كند مويه از غريبي تو
زمانه از غم تنهايي‌ات به گريه نشست

دمي كه خون تو محراب مهر رنگين كرد
دل تمامي آيينه‌ها ز غصه شكست

 

پروانه نجاتی ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت امیرالمونین علی علیه السلام

اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را
چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را

دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد
چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را

و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت
تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد
تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را

پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بكوبد هيجانات نيوشيدن را

عطر «من كنتُ...» و غوغاي «علي مولاه»
قافله قافله راند اين همه كوشيدن را

عباس براتی پور ... اشعار عید غدیر و مدح حضرت علی علیه اسلام

اشعارعید سعید غدیر

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

تا شد به روي دست نبي، مرتضي بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند

بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبري همه از پشته‌ها بلند

مرآت پاك لم‌يزلي، آيت جلي
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند

آيين پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمي‌شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به كوري چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوي بلند

خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين
شد زين سبب ميان همه انبيا بلند

تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش
شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند

تكميل شد شريعت پاك محمدي
چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند

اي مظهر صفات خداوند لايزال
وي از تو آسمان ولايت به پا بلند

هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك
هر جا كه بود ناله هر بي‌نوا بلند

هر جا كه بود طفل يتيمي سرشك‌بار
هرجا كه بود شعله شور و نوا بلند

از بهر دستگيري آنان سپندوار
يك‌باره مي‌شد ا» يد مشكل‌گشا بلند

تا خانه‌زاد خود كُنَدَت كردگار پاك
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند

آهنگ «تفلحوا» چو شنيدي ز كوي دوست
و آواز خوش چو شد ز حريم حرا بلند

يك‌باره دست بيعت خود را از روي شوق
كردي به سوي شمس رُسل، مصطفي بلند

مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو كرده با سخن «هل اتي» بلند

پا بر حريم خانه چون بگذاري از شرف
فرياد شوق مي‌شود از بوريا بلند

با ذوالفقار تو همه جا آشكار بود
دست بلند شير خدا، «لافتي» بلند

ما ريزه‌خوار خوان ولاي توايم و بس
از لطف توست اين كه بُوَد بخت ما بلند

خمّ غدير بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر يكدانه را بلند

در پهن دشت ظلمت كفر و نفاق و كين
همواره بود آيت شمس الضّحي بلند

باب المراد اهل جهاني و مي‌كنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند

اي نفس قدرت ازلي، - يا علي - نماي
نخل شكوه نهضت «روح خدا» بلند

ما پيروان مكتب سرخ ولايتيم
گر مي‌زنيم گام سوي كربلا بلند

عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تيغي كه گشت بر سر آن مقتدا بلند

تا مست جام توست «براتي» به روزگار
سر مي‌كند به عشق تو روز جزا بلند