اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه

***

وخدا دید فلک بر سربی سامانی ست

حلقه در حلقه اسیر غم سرگردانی ست

چارده عصر زمین حسرت ايمان دارد

و زمان معرکه گردان شب ِ سفیانی ست !

ذکر « البیعتُ له فی عُنُقی...» می خواند *

غرل «الغوث» ترین زمزمه ی پنهانی ست *

یازده بار دل قافییه را باخته است ...

سیصد و سیزده آیینه تبار اما نیست !!

و خدا قافیه از نیمه ی شعبان آورد

«فال سعد»ی که به دیوان"جمادی ثانی" ست *

«آنکه پیشش بنهد تاج تکبر، خورشید»

« بیت حمد» ی ست که از روز ازل نورانی ست !*

شعر تو گوشه ی لبخند خدا خیمه زد و –

- « وَاستَمِع یَومَ یُناد...» َش غزل پایانی ست

...

بركه سجاده ي « قدقامت »مهتاب شد و ...

قبله بي تاب شد و ... ، چشم سحر باراني ست

باز در سينه ي دفتر غزل از عشق نوشت

شاعري كه هيجان در قلمش زنداني ست

با تشکر ازخواهر گرامی فخرالسادات موسوی برای ارسال این شعر به

سهیل عرب