اشعار مصیبت های کوفه و شام

اشعار روضه حضرت زینب سلام الله علیها

***

مضلومیتت خون خدا را جوشاند

از کوثر غم اهل حرم را نوشاند

وقتی که تنت برهنه شد مادر تو

با چادر خاکی اش تنت را پوشاند

***

آنگاه که نی طعنه به خنجر می زد

خورشید سرت ز نیزه ها سر می زد

در آن دو سه روزی که تنت بی سر بود

هر روز خدا به پیکرت سر می زد

***

با سوره ی کهف بیکران بود لبت

از نور و تنور چیدمان بود لبت

آنگاه که فاطمه لبت را بوسید

درگیر سنان و خیزران بود لبت

***

از بال و پرش گرفته و می بردند

از برگ وبرش گرفته و می بردند

وقتی ز فراز نی فر می آمد

از موی سرش گرفته و می بردند