علی اکبر لطیفیان ... اشعار روضه کوفه و شام، ورود کاروان اهل بیت
اشعار مصیبت های کوفه و شام
***
مبهوتم از نظاره ظرف طلای تو
اینجا چرا کشیده شده ماجرای تو
تا این که جای بهتر از اینجا مکان کنی
دامن گرفته اند یتیمان برای تو
اندازه ی تقرب این چوب هم نبود؟
لبهای خشک دخترک باوفای تو
تفسیر آیه های نخستین مریمم
از کاف و ها گذشته،رسیده به "یای"تو
تو سعی می کنی که لبت خوب ادا کند
حق حروف حلقی خود را به جای تو...
...من سعی می کنم وسط جمعیت به من
با لهجه خودت برسد آیه های تو
شکرت حواسها به گلوی تو پرت شد
این معجرم فدای غرور صدای تو..
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۰۷ ساعت 1 توسط روضه دار
|