اشعار مناجاتی روزعرفه

***

روز ما و عرفه ، تشنگی دل ، ارباب

نبود جز محنت در دلم حاصل، ارباب

من و دیوانه گیم یک طرف و تو طرفی

آه ، دیوانه ام و نیستم عاقل ارباب

من گدای تو شوم بر تو جفایی نشود

کرده ام در حرم لطف تو منزل ارباب

تو بیا، کوزه ی خود را ز طلا ساز اینبار

خاک را رد بکن از مرحله ی گِل ارباب

گاه گاهی بچشی مزه ی فلفل بد نیست

گرچه این قلب شده مزه ی فلفل ارباب