اشعار شهادت حضرت جوادالائمه علیه السلام

***

طائر عرشم ولى پر بسته‏ام

یاد دلدارم ولى دلخسته‏ام

آسمانم بى ستاره مانده است

درد، من را سوى غربت رانده است

ناله‏ها مانده است در چاه دلم

قاتلى دارم درون منزلم

من رضا را همچو روحى بر تنم

هستى و دار و ندار او منم

ضامن آهو مرا بوسیده است

خنده‏ام را دیده و خندیده است

بر رضا هرکس دهد من را قسم

حاجتش را مى‏دهد بى بیش و کم

لاله‏اى در گلشن مولا منم

غصه دار صورت زهرا منم

زهر کین کرده اثر رویم ببین

همچو مادر دست بر پهلو، غمین

در میان حجره‏اى در بسته‏ام

بى قرارم، داغدارم، خسته‏ام

این طرف با فاطمه باشد جواد

آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد

این طرف درد و غم و آه و فغان

آن طرف هم دخترانِ کف زنان

کس نباشد بین حجره یاورم

من جوانمرگم، شبیه مادرم

ریشه‏ها را کینه‏ها سوزانده است

جاى آن سیلى به جسمم مانده است

حال که رو بر اجل آورده‏ام

یاد باباى غریبم کرده‏ام

نیست یک درد آشنا اندر برم

خواهرى نبود کنار پیکرم

تشنه لب در شور و شینم اى خدا

یاد جدّ خود حسینم اى خدا