سهیل عرب

اشعار آئینی، مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام


اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... یاسین قاسمی

 

اشعار شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام

 

***

 

 

وقتش رسیده وقت کنی رو به ما کنی

ما را کبوتر حرم سامرا کنی

 

درهم بخر نگاه نکن که چه میخری

رسوا شوم اگر که بخواهی سوا کنی

 

محکم حصار عشق شما را گرفته ام

دل شور میزند که مبادا رها کنی

 

درمانمان بکن به همان شیوه ی خودت

درمان شویم اگر به خودت مبتلا کنی

 

ای دست به خیر طایفه ی دست به خیر ها

آقا نمی شود سفری دست و پا کنی؟

 

عمری نشسته ام به صف عاشقان تو

وقتش رسیده وقت کنی رو به ما کنی

 

آقا قلم به دست گرفتم برای تو

من راضیم فقط به خدا با رضای تو

 

بالاست تا ابد به خدا پرچم شما

جانم فدای جان شما,خاتم شما

 

تو لطف میکنی که مرا راه میدهی

*ای بچه های فاطمه بازهم دم شما*

 

از تو به ما زیاد رسیده ست یا نقی

*چیزی کم از زیاد ندارد کم شما*

 

دل را برای پا قدمت ساختم ببین

بر سر درش نوشته شده مقدم شما...

 

من را ز راه عشق خودت تا خدا ببر

جبرییل هم رود ره پیچ و خم شما

 

از تربت تو ریخته در خاک من خدا

این فخر من شده که شدم آدم شما

 

یک دم اگر که بغض کنی گریه میکنم

جانم بگیر تا که نبینم غم شما

 

آقا شنیده ام که کسی حرمتت نداشت

رحمی به سن و سال تو و غربتت نداشت

 

چون شمع نیمه جان شده سوسو گرفته ای

با آه و غربت و غم خود خو گرفته ای

 

لاغر شدی خمیده شدی آب رفته ای

از پا فتاده دست به زانو گرفته ای

 

این ارث فاطمه ست به حسن تکیه داده ای

در حجره رفته ای کمک از او گرفته ای

 

تا تشنه می شوی...صدا میزنی : حسین

در حجره ات چو کشتیِ پهلو گرفته ای

 

خواهی حسن نبیندت و گریه کم کند

این هست علتش که اگر رو گرفته ای

 

همچون حسین فاطمه دور از وطن شدی

همچون حسین فاطمه امّا کفن شدی

 

همچون حسین فاطمه امّا سرت نرفت

در زیر تیغ کند عدو حنجرت نرفت

 

با دست های بسته شده همسرت نرفت

در زیر نعل مرکبشان پیکرت نرفت

 

در گوشه ی خرابه ولی دخترت نرفت

در طشت خیزران به تنوری سرت نرفت

 

این ها کنار دست شما سالم است هنوز

دستت برای غارت انگشترت نرفت...


سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت امام علی النقی (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شهادت امام هادی علیه السلام  اشعار شهادت امام نقی علیه السلام  اشعار آیینی  اشعار ماه رجب  یاسین قاسمی 

اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... سید پوریا هاشمی

اشعار شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام

***

 

در بارگاه قدس اگر بار میدهند

تنها به احترام رخ یار میدهند

چون در ازاش خون دل و دار میدهند

 این بار را به میثم و عمار میدهند

 ماییم و بیقراری و حال و هوای تو

 

 باید به صفحه ارنی طرح لن کشید

 از زیر کام واژه برایت سخن کشید

 آوازه ی صفات تو را تا قرن کشید

 باریست بار عشق که باید به تن کشید

 شاید به جان دهیم کمی از بهای تو

 

 پیداست در معانی اسمت مقام ها

در کوره ی محبت تو پخته خام ها

 مشغول طوف گرد تو بیت الحرام ها

در حکم واجب است به تو احترام ها

 این حرفها کمیست ز مدح و ثنای تو

 

 تا روز حشر دست به دامان تو خلیل

 شاگرد درس معرفتت صد چو جبرئیل

 مدح تو را نوشته"محدث" از این قبیل

 آب وضوی نافله ات آب سلسبیل

 در "منتهی" نوشته نشد منتهای تو

 

 ای پوزه مال درگه لطفت درندگان

 افتاده پیش پای تو بر خاک آسمان

 در ماجرای مجلس ابلیس و دست و نان

 دادی به طرح شیر روی پرده جسم و جان

 عالم به حیرت است ازین ماجرای تو

 

 دریا اگر به قلّت جو لطف میکند

 عادت به جود دارد و او لطف میکند

مثل شراب که به سبو لطف میکند

دست شفای تو به عدو لطف میکند

نذری نموده مادر او هم برای تو

 

در پیش عشق بحث نژاد و عشیره نیست

 بی جلوه ی تو روز کم از شام تیره نیست

 کور آن دو چشم که به مقام تو خیره نیست

 این جامعه بدون حضورت کبیره نیست

 آموختیم معرفت از حرفهای تو

 

گرچه گرفت شهر قراری که داشتی

رنگ خزان ندید بهاری که داشتی

 چون جود بود عادت و کاری که داشتی

 معروف شد گدای دیاری که داشتی

 در سرّ من رای تو هستم گدای تو

 

 پای از گلیم چون که فراتر گذاشتم

 با التماس قافیه را تر گذاشتم

 پایین نام قدس تو ساغر گذاشتم

 دارم امید پر شدنش گر گذاشتم

 می میچکد ز نون تو و قاف و یای تو

 

 ساکت شدیم دم ز تو خفاش ها زدند

 رجاله ها به نام تو سنگ جفا زدند

 نام تو را به طعن و تمسخر صدا زدند

 خاک عزا به فرق سر ما سوا زدند

 ما را ببخش چون که نماندیم پای تو

 

 دارم نگاه میکنم این اتفاق را

آشفتگی حق و هجوم نفاق را

 این گنبد نداشته ی بی چراغ را

این صحن خالی تو و این درد و داغ را

 عالم فدای بغض دل بی صدای تو

 

 تبعید سهم خوبترین مرد عالم است

 بازین چه شورش است که در عرش ماتم است

 میپیچد از عطش به خودش قامتش خم است

 اوضاع جسم بی رمقش سخت درهم است

 افتاد از شراره ی این زهر نای تو

 

 وقتی به جان نشست تنت لاله وار شد

 زهری که از مصیبت آن دیده تار شد

 خوردی زمین و صورت تو پرغبار شد

 حتی نفس کشیدن تو گه گدار شد

 صد شکرآمده پسرت در عزای تو

 

 تقدیر چون رقم به غمت خورد و بر عذاب

 لرزید پای عرش زمین خورد آفتاب

 پیش نگاه اهل و عیال تو با شتاب

 بردند دست بسته تو را مجلس شراب

این لحظه ها رسید دگر کربلای تو

 

 سر داشتی به روی تن اما حسین نه

صد شکر داشتی بدن اما حسین نه

 هم آب بود هم دهن اما حسین نه

 کردند بر تنت کفن اما حسین نه

دیگر کسی نبرد عبا و ردای تو


سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت امام علی النقی (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شهادت امام هادی علیه السلام  اشعار شهادت امام نقی علیه السلام  اشعار آیینی  اشعار ماه رجب  سید پوریا هاشمی 

اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... حبیب نیازی

اشعار شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام

***

چون یا کریمِ خسته و بی بال و پر شده

در حجره ای که بسته درش محتضر شده

برگـشته رنگ و روش تنش تیر می کشد

وقتــی كه زهــر بر بــدنــش كــارگر شده

بـا چشم تـار تا به زمین خورد لـب فشرد

این ضـعف چـیره بر بـدنش دردسـر شده

یك دست زد به پهلو یك دست روی خاك

یـعنی كـه ارث مــادری اش بیـشـتر شده

دارد به روی مـــادر خـود فــكر مـی كند

خورشید عشق هر نفسش شـعله ور شده

دریــا میان چشم تـَرَش جــا گرفـته است

آری دوباره روضه ی زهرا گرفته است


سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت امام علی النقی (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شهادت امام هادی علیه السلام  اشعار شهادت امام نقی علیه السلام  اشعار آیینی  اشعار ماه رجب  حبیب نیازی 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار فاطمیه

اتشعار اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در محضر رهبر معظم انقلاب

***

توحید را دردانه مظهر می‌شود زهرا
یکپارچه الله اکبر می‌شود زهرا
اُم ابیهای پیمبر می‌شود زهرا
ساقی اگر مولاست کوثر می‌شود زهرا
شیعه چو فرزند است و مادر می‌شود زهرا
 
اهل کرم ذاتا کریم‌اند و گدا محتاج
جایی ندارد غیر باغ هل أتی محتاج
زهرا کریمه ما تماماً بی‌نوا، محتاج
به چادرش هستند حتی انبیاء محتاج
تا وارد صحرای محشر می‌شود زهرا
 
محو کمال خویش کرده مرتضی را هم
وقتی دعایش سر زده همسایه‌ها را هم
یعنی دعایش آبرو داده دعا را هم
جمله به جمله هل أتی، حتی کساء را هم
هر طور بنویسیم محور می‌شود زهرا
 
او مادر آب است و باران را به عالم داد
به سائلان شهر نه، نان را به عالم داد
تنها نه قرص نان که ایمان را به عالم داد
در خانه کوچک بزرگان را به عالم داد
معصومه معصوم‌پرور می‌شود زهرا
 
ما اهل پایینیم بالا را نمی‌فهمیم
ما «نزّل القرآن فیها» را نمی‌فهمیم
گل را نمی فهمیم حورا را نمی‌فهمیم
سیلی زدن بر روی زهرا را نمی‌فهمیم
با یک نسیمی نیز پرپر می‌شود زهرا
 
دیوارهای خانه‌اش دیوار اسلام است
دنبال جاری کردن افکار اسلام است
کار شریف خانه‌اش هم کار اسلام است
تنها پی بیداری انصار اسلام است
دیدی اگر از خانه‌اش در می‌شود زهرا
 
دین در خطر باشد سپر می‌آورد زهرا
مثل علی رو به خطر می‌آورد زهرا
سینه برای میخ در می‌آورد زهرا
این فتنه را از ریشه در می‌آورد زهرا
این بار دیگر مرد خیبر می‌شود زهرا
 
کشتی طوفان‌دیده را با خطبه ساحل شد
با خطبه او بود که اسلام کامل شد
با خطبه روز غدیر خم مکمل شد
خطبه به شکل دیگری در کوفه نازل شد
زینب میان کوفه دیگر می‌شود زهرا
 
راه خدا با شمس، با نور جلی باز است
این راه تنها با ولایت،‌ با ولی باز است
دست علی بسته‌ست دست من ولی باز است
تا دست من باز است پس دست علی باز است
حالا در این اوضاع حیدر می‌شود زهرا
 
این قفل بسته با خلافت وا نخواهد شد
امروز تکلیف است، با فردا نخواهد شد
خسته شدید از دین ولی زهرا نخواهد شد
مولا که تنها نیست و تنها نخواهد شد
بی‌لشکرش کردید، لشکر می‌شود زهرا
 
مردم همان راه شلمچه باز راه ماست
داعش گرفتار سلیمان سپاه ماست
تنها به امر و نهی این رهبر نگاه ماست
سید علی فاطمی پشت و پناه ماست
پشت و پناه گرم رهبر می‌شود زهرا
 
دین را فقط از راه زهرا می‌شود فهمید
از استقامت‌های مولا می‌شود فهمید
در فاطمیه کربلا را می‌شود فهمید
از نامه آقا به دنیا می‌شود فهمید
یک روز این دنیا سراسر می‌شود زهرا
 
این رشته تسبیح دانه دانه شد حالا
شمع آب شد پس نوبت پروانه شد حالا
زانوی من افتاد وقت شانه شد حالا
با رفتن تو خانه‌ام ویرانه شد حالا
این خانه دارد قبر حیدر می‌شود زهرا!
 
از چشم‌هایم می‌نشینم خار می‌گیرم
من انتقامت را ز این مسمار می‌گیرم
حالا منم که دست بر دیوار می‌گیرم
تا زنده‌ام از چشم‌هایم کار می‌گیرم
حالم فقط با گریه بهتر می‌شود، زهرا!
 
گل‌ها به جایی‌شان بگیرد خار می‌میرند
مادر نباشد کودکان انگار می‌میرند
یک بار جان دادی ولی صد بار می‌میرند
با دیدن حتی در و دیوار می‌میرند
زینب بدون تو چه لاغر می‌شود زهرا
 
آه آن زمانی که گرفتاری فراوان است
آثار جهل بی‌بصیرت‌ها نمایان است
قرآن ناطق در حصار نیزه‌داران است
سهم تن باران رحمت تیرباران است
تاج سر اسلام نشتر می‌شود زهرا!
 
مثل حسینت هیچ کس گریان نخواهد شد
مهریه‌ات آب است، پس عطشان نخواهد شد
با این لباس بافته عریان نخواهد شد
هرچند می‌گویم که این و آن نخواهد شد
اما خبر دارم مقدر می‌شود زهرا!


آمد به خیمه ذوالجناح اما سوارش نیست
سر به زمین می‌کوبد و دیگر قرارش نیست
این کیست که یار همه‌ست و هیچ یارش نیست
این کیست که افتاده مادر در کنارش نیست
خواهر برایش مثل مادر می‌شود زهرا

 


یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۹بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: داعش  فاطمیه  حاج منصور ارضی  سردار قاسم سلیمانی  علی اکبر لطیفیان 

میلاد حسنی ... غزلی از حال و هوای این روزهای عالم تشیع

غزلی از حال و هوای این روزهای عالم تشیع
و حمله به عتبات عالیات
 ***

دریا خبر دارد که ما رود خروشانیم

سیلاب آگاه است از منزل به دوشانیم

پرورده ی گرمای صحرای نجف هستیم

تمار می داند که از خرما فروشانیم

گردن به تیغ کند هر نامرد نسپردیم

المومنُ و کَیِّسْ... که ما از تیزهوشانیم

هر جا که حکم ذوالفقار آید کفن پوشیم

هر جا به فتوا رگ بخواهد خون جوشانیم

پای دفاع از مشرب حیدر نهنگانیم

دریا که چیزی نیست اقیانوس نوشانیم

جز جامه ی عریانی آخر نیست زیبنده

تا وقت سر دادن بر این تن ها بپوشانیم

هنگامه ی طغیان دگر کوهی نخواهد ماند

دریا خبر دارد که ما رود خروشانیم


دوشنبه ۱۳۹۳/۰۴/۰۲بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: تحولات عراق  حمله به عتبات عالیات  عالم تشیع  حرم  کربلا 

اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... حسن لطفی

 

اشعار شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام

***

 

آه در سینه ام از زهر شراری برپاست

آتشی بر جگر و رویِ لبم واویلاست

 

سوختم سوختم آبی که نفس می سوزد

حجره ام از جگر سوخته ام کرببلاست

 

مادرم آمده بالین منِ چشم به راه

تا بگویم غم خود را که دلم پُر غوغاست

 

دستِ من بست و مرا نیمه شب از خانه کشید

بی حیایی که نمی گفت غریب و تنهاست

 

گاه می رفتم و گاهی به زمین می خوردم

مثل آن طفل که مبهوت دو چشم باباست

 

مثل آن دخترکی که نفسش بند آمد

راه می آمد و می دید سری بر نی هاست

 

سنگ بود و سری که ز لبش خون میریخت

خیزران بود و یتیمی که شبیه زهراست

 


دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱بانی: روضه دار |

ابراهیم لایق بر حق

اشعار مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

 

لذتم هست كه دستم به رهت افتاده
قطعه قطعه بدنم دور و برت افتاده

شمس قرآني و من٬ ماه، وليكن سايه
نيستم بهر كسوفت، قمرت افتاده

گرچه جان باخته ام، ليك شدم افسرده
سعي من سود نداد و علمت افتاده

پاره شد مشك، جگر سوخت كه نوميدي در
بين اطفال و زنان حرمت افتاده

خوب شد پرده ي خون چشم مرا پوشانده
كاشف الكرب نبيند كه غمت افتاده

نكند بار دگر بعد علي اكبر تو
سيّدي! "دال" به روي اَلِفَت افتاده

ديده ام خون شده، گوشم شنود هلهله را
دستت اي كوه! مگر بر كمرت افتاده؟

اين چه عطري است رسيده به مشامم ز بهشت؟
آري آري بصرم پاي جَدَت افتاده

اين سرم بر سر دامان پيمبر مانده
بازويم باز به چشم پدرت افتاده

آمد آن يوسف مسموم، و در خاطره ام
چوبه ي تير به نعش حسنت افتاده

"بارك الله" به من گفته و گويند بيا
حسرت و رشك شهيدان به پرت افتاده

ناله ي "انكسرَ" از تو شنيدم اما
چشم بر مادر ِ با قد خمت افتاده

او به من چيز دگر زمزمه دارد كه : قمر!
هيچ تنهايي مولا به سرت افتاده؟

پسرم! زينب و كلثوم و حسينم بنگر
چشمشان منتظر حنجره ات افتاده

يك " برادر" به زبان آر و دلش شاد نما
چشم او بر بدن بي رمقت افتاده

گر بيايي بزند ناله ي "هل من"، عباس!
آتش پر شررش بر جگرت افتاده؟

«يا اخا» گويم و «ادرك» كه دگر طاقت نيست
فاطمه داد نشانم كه تنت افتاده

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر ابراهیم لایق بر حق


یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب عاشورا  حضرت ابالفضل العباس (ع)- مرثیه 
موضوعات مرتبط: ابراهیم لایق بر حق  اشعار مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام 

علی حسنی

اشعار گودال قتلگاه

***

همه ی قافیه با شمر به هم می ریزد
بدنت را به خدا شمر به هم می ریزد

خواهرت پیش تو صد بار زمین می افتد
وسط معرکه تا شمر به هم می ریزد

ضجّه ی آه بُنیّ به هوا می خیزد
در همان حال و هوا شمر به هم می ریزد

خنجر کند گرفته به میان دستش
حنجر پاک تو را شمر به هم می ریزد

پنجه انداخته در گیسوی تو ای آقا
گیسویت را ز قفا شمر به هم می ریزد

ناله ی زینب کبراست خدایا بنگر
بوسه ی جدّ مرا شمر به هم می ریزد

بین گودال و لب تشنه کنار دریا
پسر فاطمه را شمر به هم می ریزد

 


یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار گودال قتلگاه  حضرت امام حسین (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار گودال قتلگاه  علی حسنی 

رضا حمامی آرانی

اشعار امام حسین علیه السلام

***

در سینه مان حسینیه هایی مکرم است
هر شب برای روضه ات آقا محرم است

ما پای شعر محتشمت سینه زن شدیم
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

سر های ما چه قابل اگر بشکند حسین
"سر های قدسیان همه بر زانوی غم است"

این رستخیز سینه زدن هاست کز زمین
"بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است"

هر دیده ای که گریه کند در غمت حسین
یک چشم او مطابق صد چشمه زمزم است

با یاد لحظه ای که علم خورده بر زمین
ما گریه می کنیم به هر جا که پرچم است

بی خود نمی دهند به کسی اشک ، این ثواب
مخصوص دیده ای است که با دوست محرم است

هر گوشه ای به داغ تو مشغول و بازهم
عالم برای روضه ی داغ شما کم است

ما را چه ارزشی است، به این چند قطره اشک
جایی که روضه خوان عزای تو آدم است

با تشکر از آقای حمید کریمی برای ارسال این غزل


یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت امام حسین (ع)- مدح  اشعار فراق کریلا و بین الحرمین 
موضوعات مرتبط: اشعار امام حسین علیه السلام  رضا حمامی آرانی 

مصطفی کارگر

اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه

***

ای نمی از عنایتت دریا
قطره‌ای از حکایتت دریا
دست ما خالی و لبت سرشار
واژه‌های روایتت دریا
پشت دیوار تشنگی ماندم
کاسه‌ی لطف آیتت دریا

ما نفس‌های عافیت سوزیم
که به دست تو چشم می‌دوزیم

بی‌تو یاصاحب‌الزمان دردیم
مثل پاییز خسته و زردیم
پیشکش در مسیر آمدنت
دل سرشار غصه آوردیم
بلکه با یک نگاه پر مهرت
به سر راه نور برگردیم

به دل تنگ ما نگاهی کن
عاشقت را به جاده راهی کن

منتظر مانده‌ایم برگردی
شعرها خوانده‌ایم برگردی
در هوای ظهور موعودت
اشک افشانده‌ایم برگردی
هرچه غیر از غم محبت را
از درون رانده‌ایم برگردی

کاش این روزها ظهور کنی
سهم ما جلوه‌ی حضور کنی

دست ما را بگیر آقا جان
جان ندبه... مجیر... آقا جان
ما گرفتار حب دنیاییم
لطف کن بر اسیر آقا جان
من گدایی که سخت محتاجم
تو امیری امیر آقا جان

می‌سزد سهم من دعا بشود
بوسه بر خاک کربلا بشود

کربلا معنی عزای دلت
اشک خون رمز کربلای دلت
زلف پر گرد و خاک حادثه‌ها
وزد از سمت کربلای دلت
تا ز عباس روضه می‌خوانند
می‌کنم یاد ضجه‌های دلت

نظری کن که روسفید شوم
وچه خوشتر اگر شهید شوم

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر مصطفی کارگر


یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت صاحب الزمان عجل الله - انتظار 
موضوعات مرتبط: اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه  مصطفی کارگر 

مصطفی کارگر

اشعار مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

***

آقا صدایم کن که برگردم به سویت
همراه کفترها نشینم روبه‌رویت
شاید برایم زائری گندم بپاشد
گیرم شفا از گندم تسبیح گویت
آقا صدایم کن که خود را کنج صحن‌ات
یک بار دیگر گم کنم در گفتگویت
دستی گذارم عاشقانه روی سینه
در یک سلام ساده پاکوبان به بویت
آقا سلام! اینجا من و دلتنگی و تو
نور نگاهی! آبروی آبرویت
آقا تمام شهر یعنی مرقد تو
آقا رهایی یعنی افتادن به خویت
آقا تمام آسمان‌ها بسته قندیل
از دیدن خورشید لبخند نکویت
آقا بگو یک جرعه سقاخانه‌ات را
قسمت کنند این خسته را در آرزویت
آقا بگو با او کسی همدم نباشد
وقتی که باشد در حرم گرم وضویت
آقا بگو تنهایی‌اش بسیار باشد
تازه شود آهوی سرگردان کویت
ای کاش می‌شد بار دیگر... جان مولا!
ایوان طلا... کنج حرم... جان عمویت!
نقاره‌ها آهنگ سرمستی بگیرند
تا جان بگیرد این دل در جستجویت
در ازدحام جمعیت باران بگیرم
لمس ضریح... آیات قرآن... بند مویت...
پرواز... درد دل... سرود اشک... آغوش...
مهمانی لطف خدا... راز مگویت...

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر مصطفی کارگر


یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت امام رضا (ع) - مدح 
موضوعات مرتبط: اشعار مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام  مصطفی کارگر 

حمید کریمی

اشعار حضرت صاحب الزمان عجل الله

***

سخن ما همه از طره گیسوی تو بود

از لب لعل تو واز خم ابروی تو بود

هر کجا پا که نهادند همه خوبان جهان

صحبت از روی تو و موی تو و خوی تو بود

از تو محبوب تری سایه نیفکنده به ما

نظر خالق عالم به جهان سوی تو بود

نظم در عالم افلاک به یک غمزه توست

دم عیسی و ید موسی همه بازوی تو بود

مهدیا خیز و قدم رنجه کن و رخ بنما


که همه خلق جهان منتظر روی تو بود

با تشکر از آقای حمید کریمی برای ارسال این غزل


یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت صاحب الزمان عجل الله - انتظار 
موضوعات مرتبط: حضرت صاحب الزمان عجل الله  حمید کریمی 

سید حمیدرضا برقعی

اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

***

سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است

زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است

زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است

سکوت پاسخ دنان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است

سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است

سکوت کرد علی سالهای پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است

همان علی که به توصیف او قلم در دست
مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست

علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
که ذوالفقار علی در نیام برّنده است

علی به واقعه کار مهم تری دارد
که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است

از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!
از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است

از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است

از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است

از آن سکوت که دستان حیله را بسته
و دور گردن فتنه طناب افکنده است

سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
ابو هریره به فن بیان هنرمند است

صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
پیاز عکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟!

علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
یکی است در نظرش با حسن که فرزند است

ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
محمد بن ابوبکر آبرومند است

علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او
برای عده ای از قوم ناخوشایند است

ستانده می شود آن رفته های بیت المال
ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است

اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است

علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است

کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است

برادرم! به تریج قبات برنخورد
که ناگزیر زبان قصیده برّنده است

اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است

اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
ولیکن از دلشان باخبر خداوند است

منبع: پرسه در خیال

 


پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۳بانی: روضه دار |

طبقه بندی: حضرت امیرالمومنین (ع) - مدح 
موضوعات مرتبط: اشعار مدح امیرالمومنین علی علیه السلام  سید حمیدرضا برقعی 

علی حسنی ... اشعار مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

اشعار شب تاسوعا

اشعار مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

با خنده پای اهل جفا می خورد زمین
ساقی میان علقمه تا می خورد زمین

کارش تمام می شود آن کس که عاقبت
سرلشگرش کنار لوا می خورد زمین

باید که دختران حرم گریه سر دهند
وقتی عمو به دست قضا می خورد زمین

چیزی نمی کشد که عدو حمله می کند
آن لحظه هر کسی به جفا می خورد زمین

سر نیزه های لشگریان می رود هوا
شاه غریب کرب و بلا می خورد زمین

طفلی سه ساله بین تکاپوی نیزه ها
با ضربه های سخت عصا می خورد زمین

یک خواهری محجّبه بالای تپّه ای
تا می دود به سمت اخا می خورد زمین


***

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست
ته مانده های زخمی بال وپرت شکست

وقتی عمود آمد وشقّ القمر که شد
تیر کمان میان دو چشم ترت شکست

با نیزه های لشگریان زیر و رو شدی
در زیر نیزه ها به خدا پیکرت شکست

در لحظه ای که تا شدی و دست وپا زدی
سقا کنار خیمه قد خواهرت شکست

بر روی پای فاطمه گفتی بیا اخا
بنگر به نیزه ای کمر لشگرت شکست

یک یا حسین گفتی و زینب دلش گرفت
آن لحظه عاقبت نفس آخرت شکست


سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب تاسوعا  حضرت ابالفضل العباس (ع)- مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  علی حسنی 

حسن لطفی ... اشعار شب تاسوعا

اشعار شب تاسوعا

اشعار مدح و مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

دست تو را دوباره به چشمان تر زنم

شاید که مرهمی شود و بر جگر زنم

پلکی که خون گرفته به سختی تکان بده

شاید نمیرم و نفسی بیشتر زنم

باید هزار بوسه بگیرم که بوسه ای

بر زخم های دشنه و تیغ و تبر زنم

مشکت کجاست تا که بگویم رباب را

آبی نمانده بر لب خشک پسر زنم

هر چند بر غم من و تو خنده می کنند

بگذار دست بی کسیم بر کمر زنم

دستت به روی خاک و همه دست می زنند

در این میان منم که دو دستی به سر زنم


سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: اشعار شب تاسوعا  اشعار مرثیه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  حسن لطفی 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار شب تاسوعا

اشعار شب تاسوعا

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت

 لبی به وسعت مهریه های زهرا داشت

 کنار علقمه در سجده گاه چشمانش

 نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت

 اگر چه قطرۀ آبی میان مشک نبود

 ولی کرانۀ چشمش هزار دریا داشت

 هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری

 همین که در وسط گیر و دار گیر افتاد

 عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشت

 امیر علقمه، از بس که قدّ و بالا داشت

 درست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند

 رشید بود، زمین خوردنش تماشا داشت

 حسین بود و علی اصغر شهید شده

 کنار علقمه اما هنوز سقا، داشت...



سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب تاسوعا  حضرت ابالفضل العباس (ع)- مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب تاسوعا  اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  علی اکبر لطیفیان 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار شب تاسوعا

اشعار شب تاسوعا

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

آب ميخواهد چه كار؟ آب آورش را پس دهيد

آي مردم ! زود عموي دخترش را پس دهيد

 

دست هايش را چرا در زير پا انداختيد؟

زودتر آن سايه بان خواهرش را پس دهيد

 

لشگر ِ بي آبرو ، اين آبرو ريزي بس است

مشك ، يعني آبروي مادرش را پس دهيد

 

گم شده اعضاي او از ضربه ي سختِ عمود

خاكهايِ علقمه چشم ترش را پس دهيد

 

دستمالي بود تا سر را به هم نزديك كرد

لااقل عمامه ي رويِ سرش را پس دهيد

 

آن شبي كه ميدود در بين صحرا دخترش

آبروداري كنيد و معجرش را پس دهيد

 

آه ميبيند نگاهِ مادري در خيمه ها...

كم پريشانش كنيد و اصغرش را پس دهيد


سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: اشعار شب تاسوعا  اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  علی اکبر لطیفیان 

وحید قاسمی ... اشعار شب تاسوعا

اشعار شب تاسوعا

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

آب شرمنده ی لبت عباس

تشنگی مُرد از خجالت تو

مرد و مردانگی برای ابد

رفت زیر بلیط غیرت تو

**

 به ازاین باش با بَدان؛انگار

باب حاجات بهتر از مایی

جمله ام از حسادت است آقا

بیشتر مال ارمنی هایی

**

آبرودار آسمان هایی

مهربان ِعشیره ی احساس

در شکوه مقامت آوردند :

رَحِم الله عَمی العباس

**

عشق مدیون جان فشانی هات

معرفت از ازل گرفتارت

شیر ام البنین حلالت باد

تا قیامت ادب بدهکارت

**

پدر مشک های دلواپس

ساقی بی شراب و پیمانه

دختری منتظر نشسته؛ بیا

حُرمت قول های مردانه

**

کوری چشم حرمله برخیز

یاعلی! شاه لشگرش پاشید

غیرت الله! خواهرت زینب

خاک غم روی معجرش پاشید

**

یا علی! شاه بی علمداراست

چند متری شیب گودال است

پای دشمن به خیمه ها وا شد

این صداها؛ فغان خلخال است

**

من بمیرم که هرکس و ناکس

روی تو تیغ می کشد عباس

دست هایت چه نعمتی بودند

چادری جیغ می کشد عباس


سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب تاسوعا  حضرت ابالفضل العباس (ع)- مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب تاسوعا  اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  وحید قاسمی 

قاسم نعمتی ... اشعار شب تاسوعا

اشعار شب تاسوعا

اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

***

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست

اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

 

فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست

در اوج درد تکیه گه آخرم شکست

 

از ناله های «یا ولدی» در کنار تو

معلوم شد که باز دل مادرم شکست

 

درد مرا فقط پدرم درک می کند

دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکست

 

ساق عمود در سر تو گیر کرده است

نعره زنم که وای سر حیدرم شکست

 

تو در میان علقمه از پا نشستی و

در بین خیمه ها سپر خواهرم شکست

 

وقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:

دیدی غرور ساقی آب آورم شکست

 

آن شب که سوخته ها همه دور زینب اند

گوید عمو کجاست ببیند سرم شکست

 

وقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند

هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست


سه شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۱بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب تاسوعا  حضرت ابالفضل العباس (ع)- مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب تاسوعا  اشعار روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام  قاسم نعمتی 

سعید توفیقی ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

در گيسويت دو صد غزل عاشقانه است

دریــای مــهربانی تو بیکـــرانه است

 

ای حضـــرت محمـــد کرب و بـلای ما

امشب اویس من به سوی تو روانه است

 

هرکس که دید حضرت تو ؛ مومنانه گفت

مثل نبـــی اکرممــان چهار شانه است

 

رمّان قــد توست نه کوتــاه نه بلنـــد

یعنـــی همیشه فــال قد تو میانه است

 

دلتنگی از دل همه ي اهل بیت رفــت

ازبس گِــل وجود تو پیغمبرانه است

 

هرچند حضرت علیِ اکبري شما

سرتا قــدم جــوانی پیغمبری شما

 

ای بهتــرین قصیــده ناب کتابمــان

ارشــدترین برادر طفل ربابمــان

 

نازل شو از عقاب كه ما تشنه ي توأييم

ای اوّلین بهانه ي چشم پر آبمان

 

پایین بیا ؛ هدایتمــان کن به خیمــه ها

ای تا همیشه حضرت ختمی مآبمان

 

ای سیب سرخ ؛ یک سبد انگور می خوری ؟

یک خوشه نوش جان بکن عالی  جنابمان

 

پایین بیا وگرنه به خود لطمــه می زنم

بیرون بیــار یکــدفعه از اضطرابمان

 

آهسته رو وَ فرصت خیر العمل بده

وقتــی برای بوســه زدن لااقل بده

 

رفتی و داغ تو به دل خیمه ماند ؛‌ نه ؟

از پای سیــد الشــهداء‌ را نشــاند،نه؟

 

رفتی  ولی چـــرا نفـــر اول حـــرم

آیا کسی به معرکه ات می کشاند ؛‌ نه

 

وقتی که از شکاف سرت خون تازه ریخت

اسبت تو را ز کوچه  ي نیزه رهاند‌؛ نه

 

یک نیزه آمــد و صف شمشیر را شکست

نزدیک شد و فاتحه بهر تو خواند؛ نه!

 

آیا امام با همــه ي قطعــه قطعــه ات

تنها تو را به خیمه ي گریه رساند ؛ نه 

 

افتــاده بــود روی ضــریــح مشبــکت

تا اینکه عمه آمد و گیسو فشاند ، نه !

 

هرگز نشد کنار تنت قطع ، ناله هاش

تا اینکه تکّه تکّه تو را چید در عباش


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  سعید توفیقی 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند

ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند

سنگ ها روی لب خشک تو جا خوش کردند

این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند

وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی

سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند

تا به حالا نشده بود جوابم ندهی

وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند

چشم من تار شده به چه مداواش کنم

یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند

عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد

پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند

ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست

این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  روضه شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  علی اکبر لطیفیان 

سید محمد جوادی ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

پدر بیا و ز مقتل تن پسر بردار

پسر نه، از دل دریای خون جگر بردار

 

قسم به جان رقیه حسین می میری

از این شکسته ی پهلو کمی نظر بردار

 

نشانه رفت دلت را هزار خنده ی تیر

ز اشک ای پدر خم شده سپر بردار

 

برای آنکه نیفتد به زیر پای کسی

بیا و جان خودت را ز رهگذر بردار

 

کسی ز خیمه رسیده که سخت بی تاب است

برای خاطر خواهر ز خاک سر بردار


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  سید محمد جوادی 

محسن حنیفی ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

تو را به دست گرفته به آسمان بدهد

گل محمدي اش را به باغبان بدهد

 

كه برگهاي تو را يك به يك جدا كردند

بغل گرفته به زهرا تو رانشان بدهد

 

بريد صوت تو را نيزه ي حسود كسي

به روي حنجره ات آمده اذان بدهد

 

تو را بريده بريده صداكند ... ولدَي

اگر كه هلهله ها يك كمي امان بدهد

 

بغل گرفته تو را و تن تو مي ريزد

خودت بگو كه چگونه تو را تكان بدهد

 

بلند شو پدرت را به خيمه برگردان

وگرنه پيش تن زخمي تو جان بدهد

 

بلند شو به لبش بوسه دوباره بده

وگرنه بعد تو بوسه به خيزران بدهد


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  محسن حنیفی 

علیرضا لک ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

خداحافظی اش سیل حرم را می برد

راه می رفت و همه چشم ترم را می برد

نفسش ارثیه ی فاطمه امّا چه کنم

دست غم نور چراغ سحرم را می برد

سنگها در تپش آمدنش بی صبرند

زیر باران همه ی بال و پرم را می برد

یک عمود آمد و با تاب و تب بی رحمش

ماه پیشانی آن تاج سرم را می برد

سر آن نیزه که از پهلوی او بیرون زد

تا دل کینه ی لشگر پسرم را می برد

تا که افتاد زمین، جرأت هر شمشیری

قطعه ای از قطعات جگرم را می برد

چیده ام روی عبا هستی خود را، دنیا

باد می آمد و عطر ثمرم را می برد



دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: علیرضا لک  اشعار شب هشتم محرم  شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام 

رحمان نوازنی ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

این هشتمین شب است ؛ شب خونجگر شدن

همراه زخم های پدر خوب تر شدن

 

باید هوای شوق تو ما را بگیرد و

پروازمان دهد به هوای سحر شدن

 

آنگاه من کبوتر پایین پا شوم

مانند آسمان پر از بال و پر شدن

 

بر خیز خیمه ی آشفته را ببین

بعد از تو سهم خیمه شده دربه در شدن

 

از ناله حسین فلک خم شد و نوشت:

بعد از تو سهم عشق شده بی پسر شدن

 

آیا رواست پیش تو از زخم طعنه ها

سهم امام تو بشود خونجگر شدن

 


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |


موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  روضه شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  رحمان نوازنی 

علی اکبر لطیفیان ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

گاهی همه به دور پسر جمع می‌شوند

 گاهی همه به دور پدر جمع می‌شوند

 

 این‌ها كه دست و پای علی را گرفته‌اند

 هشتاد و چار فاطمه سرجمع می‌شوند

 

 وقتی میان خیمه نشسته، نشسته‌اند

 وقتی كه می‌رود، دم در جمع می‌شوند

 

 دارند این طرف چه‌قدر می‌شوند كم

 دارند آن طرف چه‌قدر جمع می‌شوند

 

 وای از علی عقابش اگر اشتباه رفت

 وای از حسین دورش اگر جمع می‌شوند


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  علی اکبر لطیفیان 

حسن لطفی ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

به حرم تا که تو را از سفرت آورند

پدر پیر تو را پشت سرت آوردند

 

چقدر در سر راهم پر خونین دیدم

چه بلایی به سر بال و پرت آوردند

 

چنگ ها جوشن و خوود و سپرت را بردند

در عوض هرچه که می شد به سرت آوردند

 

نیزه هایی که هنوز از نوکشان می ریزد

لخته خون های گلویت خبرت آوردند

 

پشت تو تا به حرم پیش رخ نامحرم

شانه های خم زینب پدرت آوردند

 

تا در آغوش کشم جسم تو را بار دگر

تکه تکه تنی از دور و برت آوردند

 

آخرین عضو تو وقتی به حرم آید شکر

مادرت نیست بگویم پسرت آوردند


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: حسن لطفی  اشعار شب هشتم محرم 

وحید قاسمی ... شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

آفتاب غرور ایلت را

با نگاهت به جنگ شب بردی

زخم های جمل دهان وا کرد

تا که نام «علی» به لب بردی

 

تا که حرف علی وسط آمد

تازه شد داغ نهروانی ها

دشنه در دست، در کمین بودند

فتنه ها، کینه ها، تبانی ها

 

مکر صفین نقشه ای رو کرد

تا دوباره سقیفه بُرد کند

لشگر کوفه کوچه ای وا کرد

تا علی را دوباره خُرد کند

 

کوفه ازخشکی لبت دانست

مست صهبای کوثری هستی

نیزه ازعمد زد به پهلویت!

چون که فهمید مادری هستی

 

پیش چشمان باغبان؛ پاییز

تبرش را به جان تاکِ انداخت

قد و بالای دیدنی ات را

چشم شور عرب به خاک انداخت


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  روضه حضرت علی اکبر علیه السلام 

علی ناظمی ... اشعار شب هشتم محرم

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

خبر مرگ ز چشم نگران بدتر نیست

یک جهان داغ هم از داغ جوان بدتر نیست

پدر پیر پسر مرده به مردن راضیست

بی عصا هر که زمین خورده از آن بدتر نیست

چقدر بر پدر پیر علی خندیدند

زخم شمشیر هم از زخم زبان بدتر نیست

هیچ جان کندنی از پاشنه بر خاک زدن

با لب تشنه دم دادن جان بدتر نیست

تازه بر تن زرهی داشت چنین پاشیدست!

حدسم اینست سه شعبه ز سنان بدتر نیست

دیدن این همه زخم و تنی اربا اربا

از تماشای زنی ضجه زنان بدتر نیست

بی برادر شدن زینب از اینجا شد پس

یک جهان داغ هم از داغ جوان بدتر نیست


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  روضه شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام  علی ناظمی 

اشعار شب هشتم محرم ... شاعر گمنام

اشعار شب هشتم محرم

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

***

ز دستم‌ مي‌ روي‌ اما صدايم‌ در نمي‌آيد

دلم‌ ميسوزد و كاري‌ ز دستم‌ بر نمي‌آيد

 سرم‌ را مي‌گذارم‌ رويِ‌ كِتف‌ِ خواهرم‌ زينب‌

الا اي‌ محرم‌ دردم‌ چرا اكبر نمي‌آيد

 اگر زينب‌ نمي‌آمد گريبان‌ پاره‌ مي‌كردم‌

تحمل‌ مي‌رود اما شب‌ غم‌ سر نمي‌آيد

اذان‌ گوي‌ دل‌ بابا، اذاني‌ ميهمانم‌ كن‌

اگر چه‌ از گلوي‌ تو صدائي‌ در نمي‌آيد

الا اي‌ سرو بي‌ همتا، عصاي‌ِ پيريِ‌ بابا

به والله‌ سرم‌ ديگر از اين‌ بدتر نمي‌آيد

تمام سعي خود را ميكنم اما نميدانم

چرا اين تيرها از پيكر تو در نمي آيد


دوشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۰بانی: روضه دار |

طبقه بندی: اشعار شب هشتم محرم  حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه 
موضوعات مرتبط: اشعار شب هشتم محرم  شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام 

 



"در عرب او را سهیل نامیدند زیرا چهره اش همچون ستاره ی سهیل می درخشید .."
شهرت او "قاسم ابن الحسن" است


***

جهت ارتباط با ما می توانید از طریق e-mail نویسندگان ، سامانه ی پیامکی
110 110 4713 3000 و یا بخش نظرات همین پایگاه اقدام نمائید


***

از شاعران عزیزی که مایلند ما را در این مسیر همراهی کنند خواهشمندیم اشعار خودرا از طریق بخشهای نظر خواهی و یا e-mail نویسندگان برای ما ارسال نمایند.

***

منبع مطالب این پایگاه :
شاعران اهل بیت علیهم السلام
پایگاههای مجازی مدح و مرثیه
ارسال اشعار توسط شعرا و مخاطبین سایت

پست الکترونیک

 

حدیث هفته
اشعار طلیعه محرم
اشعار شب اول محرم
اشعار شب دوم محرم
اشعار شب سوم محرم
اشعار شب چهارم محرم
اشعار شب پنجم محرم
اشعار شب ششم محرم
اشعار شب هفتم محرم
اشعار شب هشتم محرم
اشعار شب تاسوعا
اشعار شب عاشورا
اشعار شام غریبان
اشعار گودال قتلگاه
اشعار ورود کاروان اهل بیت(ع) به کوفه
اشعار خرابه شام
اشعار اربعین حسینی
شهادت امام حسن علیه السلام
رحلت پیامبر اکرم
شهادت امام رضا علیه السلام
......اشعار آئینی......
پیامبر اکرم( ص) - مدح
پیامبر اکرم (ص) - مرثیه
حضرت زهرا (س)- مدح
حضرت زهرا (س) - مرثیه
حضرت امیرالمومنین (ع) - مدح
حضرت امیر المومنین (ع) - مرثیه
حضرت امام حسن مجتبی (ع) - مدح
حضرت امام حسن مجتبی (ع) - مرثیه
حضرت امام حسین (ع)- مدح
حضرت امام حسین (ع) - مرثیه
حضرت امام سجاد (ع) - مدح
حضرت امام سجاد (ع) - مرثیه
حضرت امام محمد باقر (ع)- مدح
حضرت امام محمد باقر (ع)- مرثیه
حضرت امام جعفر صادق (ع) - مدح
حضرت امام جعفر صادق (ع) - مرثیه
حضرت امام موسی الکاظم (ع) - مدح
حضرت امام موسی الکاظم (ع) - مرثیه
حضرت امام رضا (ع) - مدح
حضرت امام رضا (ع) - مرثیه
حضرت جوادالائمه (ع) - مدح
حضرت جوادالائمه (ع) - مرثیه
حضرت امام علی النقی (ع) - مدح
حضرت امام علی النقی (ع) - مرثیه
حضرت امام حسن عسکری (ع) - مدح
حضرت امام حسن عسکری (ع) - مرثیه
حضرت صاحب الزمان عجل الله - انتظار
حضرت صاحب الزمان عجل الله - ولادت
ولادت حضرت فاطمه ی معصومه (س)
وفات حضرت فاطمه ی معصومه (س)
حضرت زینب کبری (س) - مدح
حضرت زینب کبری (س) - مصیبت
اشعار فراق کریلا و بین الحرمین
حضرت مسلم بن عقیل (ع)
حضرت ابالفضل العباس (ع)- مدح
حضرت ابالفضل العباس (ع)- مرثیه
حضرت علی اکبر (ع) - مدح
حضرت علی اکبر (ع) - مرثیه
حضرت رقیه (س) - مدح
حضرت رقیه (س) - مرثیه
حضرت علی اصغر (ع)
حضرت قاسم بن الحسن (ع)
حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)
دو طفلان حضرت زینب سلام الله
حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
بحر طویل فاطمی
حضرت ام البنین (س)
حضرت خدیجه (س)
اهل بیت عصمت و طهارت
اشعار مناجاتی
اشعار ماه مبارک رمضان
اشعار شب قدر
اشعار عید غدیر
اشعار عید مبعث
اشعار عید فطر
اشعار روز عرفه
اشعار عید نوروز
اشعار آزاد
ولایت و رهبری
شهدا و دفاع مقدس
......گالری عکس......
..... گالری صوتی .....
......دانشنامه اهل بیت (سلام الله)......
نکته

 

اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... یاسین قاسمی
اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... سید پوریا هاشمی
اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... حبیب نیازی
علی اکبر لطیفیان ... اشعار فاطمیه
میلاد حسنی ... غزلی از حال و هوای این روزهای عالم تشیع
اشعار شهادت امام علی النقی علیه السلام ... حسن لطفی
ابراهیم لایق بر حق
علی حسنی
رضا حمامی آرانی
مصطفی کارگر

 

اشعار محرم و صفر (86)  اشعار دهه اول محرم (86)  اشعار ماه مبارک رمضان (71)  اشعار روضه حضرت زینب (70)  اشعار شهادت حضرت علی علیه السلام (63)  علی اکبر لطیفیان (60)  اشعار مناجاتی (56)  اشعار شهادت امام جعفر صادق علیه السلام (56)  اشعار ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام (53)  اشعار اسارت اهل بیت (47)  اشعار مدح امام رضا علیه السلام (46)  سهیل عرب (45)  مرثیه موسی بن جعفر علیه السلام (45)  اشعار شب تاسوعا (45)  اشعار شب هشتم محرم (44)  مدح امیرالمومنین علیه السلام (43)  اشعار مدح امام زمان عجل الله (39)  مدح امام حسین علیه السلام (36)  اشعار شهادت حضرت ابولفضل العباس (34)  روضه علقمه (33)  

 

اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰

 

روضه دار
چای ریز روضه

 

 

پایگاه شعر آیینی
پایگاه جامع مدح و مرثیه اهل بیت
رهبر معظم انقلاب
سواد آئینه إ شیخ رضا جعفری
ابر و باده إ استاد محمد سهرابی
روضه إ علی اکبر لطیفیان
پرسه در خیال إ سید حمیدرضا برقعی
مسافر إ قاسم صرافان
حسینیه خدا إ رحمان نوازنی
کاروان دل إ یوسف رحیمی
انگورهای سیاه إ میلاد حسنی
**شعر شاعر**
حلقه به گوش إ محمد حسین رحیمیان
خوش به حال آهوها إ پانته آ صفایی
عرش شعر إ عارفه دهقانی
غزل زمستان إ فاطمه وثوقی
کفشدار إ مهدی رحیمی (زمستان)
اشک دل إ مهدی نظری
روضه ی رضا إ رضا رسول زاده
*قلم شکسته*
سید خراسانی إ حمیدرضا نوری
لحظه ها إ مجتبی فلاح نیا
نسیم روضه إ هاشم طوسی
غزلِ گریه إ حسن کردی
شعر و شعور إ محمد فردوسی
ناز و نیاز إ موسی علیمرادی
دو ، سه خط یاد حسین إ عبدالحسین مخلص آبادی
شش گوشه ی شعر إ محسن نصراللهی
شاعر 2 إ محمد شکری فرد
یک غزل مانده به تو إ احسان معبودی
بيت هاي سوخته إ وحید محمدی
*نود و پنج روز باران *
خواهر بی برادر إ علی آقایی
حرف دل | محمد جواد خراشادیزاده
باب الحرم إ متن اشعار و متن روضه
عاشورائیان إ یاسر قربانی
**حسینیه**
شعر و غزل إ حامد ظفر
تمار 121 إ مهدی مومنی
سِحرِ اشک إ حسین ایمانی
من غلام قمرم
التیام إ مستعان
عطش 135 إ عتی کاوند
*حدیث اشک"
چهره ی باران إ محمد بختیاری
صبورانه إ حیدری
گدای 1001 إ علی اکبر حائری
دو بیت تا حرم إ مجتبی کرمی
گلبن وفا إ سید هاشم وفایی
فاطمیون مهرآباد
ساقیانه إ سینا نژاد سلامتی
در محضر عشق إ مجتبی خرسندی
مرغ نجوا إ امیرحسین سعادت منش
بانک اشعار روضه ‌‌إ علیرضا عنصری
آیینی إ توحید شالچیان ناظر
دلتنگی های انتظار إ بُنابی
سائل 110 إ علیرضا خاکساری
اشک قلم إ مهرشاد واحدی
شعف إ مجتبی دسترنج

 

پایگاه فرهنگی حلما
حنجره ای نذر حسین
هیئت جنت الحسین(ع) 315
چوپان دروغگو
بین الحرمین إ دانشنامه اهل بیت
سجده گاه سلامت
گوهری در صدف
باشگاه شعر آئینی
انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام شهرستان خمینی شهر
ذاکر اهل بیت محمدرضا پروانیان

 

RSS 2.0

 


یی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.

 

<-->